و از گفتهء خود نادم شوند ، و عزم جماع نمايند ، قبل از نزديكى بايد بردهاى را آزاد كنند ، و اگر ممكن نشد دوماه پىدرپى روزه بگيرند ، و اگر از عهدهء اينكار نيز برنيايند ، شصت مسكين را طعام دهند . در سورهء نساء ، آيهء ، 19 ، در مورد « زنا » هرگاه چهار شاهد مسلمان گواهى دهند بايد زن را تا پايان عده در خانه نگه داشت . اگر توبه نكرد ، حد مقرر را دربارهء او اجرا كرد . و در سورهء نور ، آيهء 2 ، مقرر گرديده است كه دربارهء مردان و زنان زناكار ترحم روا ندارند ، و آنها را در حضور جمعى از مؤمنان ، صدتازيانه بزنند . ميس نبيا ابوت « 1 » استاد علوم شرقى در دانشگاه شيكاگو ، ضمن بحث در پيرامون عايشه و دوران او ، از ضعف اخلاقى مردم ، در آغاز نهضت محمدى سخن مىگويد و مىنويسد : « در عربستان عصر محمد ( ص ) ، چندين نوع ازدواج به چشم مىخورد كه پايهء بعضى از آنها بسيار سست بوده است . تعدد زوجات امرى بود معمول و رايج ، و طلاق نشانى امتياز مرد بر زن بود . مردان مىتوانستند هر عده زن را كه مىخواستند ، بگيرند . محدوديت ازدواج به تمايلات قلبى و نيروى مالى اشخاص بستگى داشت . معمولا زنانى كه طلاق داده مىشدند شوهران تازهاى را به دست مىآوردند . زنانى بودند كه سه يا چهار دفعهء متوالى طلاق گرفته و شوهر اختيار مىكردند . مسائل جنسى فكر همه را اشغال كرده بود ، و بحث در مسائل جنسى با صراحت در ميان طبقهء عالى و طبقهء دانى رايج و شايع بود ! زنها خودشان را آرايش مىدادند و در ميان مردم راه مىافتادند ، و به دلربايى مردان مىپرداختند . مردان با بيان واضح و صريح ، زنان زيبا را مىستودند و زنان نازيبا را هجو مىكردند .
مقررات و نظامات محمد ( ص ) دربارهء رفتار زنان مسلمان ، بايد با توجه به چنين اوضاع و احوالى مورد مطالعه قرار گيرد .
آيهء 31 و 32 از سورهء 24 قرآن دستور مىدهد كه زنان و مردان مؤمن نظرشان را از يكديگر بازگيرند و مواظب قسمتهاى حساس بدنشان باشند . بعلاوه به زنها امر شده كه بوسيلهء مقنعهاى روى سينههاى خودشان را بپوشند و از نشان دادن زينتهايشان ، جز به مردانى كه محرم شناخته مىشدند ، خوددارى كنند . در آيهء 59 از سورهء 33 ، امر شده است كه زنان و دختران محمد ( ص ) و كليه زنان مسلمان عبا يا چادرى روى بدنشان داشته باشند تا بدين وسيله شناخته شده و مورد اهانت قرار نگيرند . اين مقررات و نظامات به احتمال قوى ، به فاصلهء اندكى قبل از نزول آيهء « حجاب » ، برقرار گرديده است . زيرا در ضمن اين مدت ، كليهء زنان مسلمان خودشان را مستور نگاه مىداشتند ، ولى محدوديتشان بشدت دوران حكومت حجاب يا عزلت نبود . . . روايتى وجود دارد حاكى از اينكه امر حجاب بدانجهت صادر شد كه دست يكى از زنان محمد ( ص ) با دست مردى كه در يك سفره غذا مىخورد تماس پيدا كرد ؛ و بعضى اضافه مىكنند كه دست عايشه با دست عمر بن الخطاب تماس گرفت . اين داستان بخصوص ، ممكن است مجعول باشد ، ولى با توجه به زيبايى عايشه و ام سلمه و زينب ، كه در حرم محمد ( ص ) مىزيستند و همه متكبر و با نشاط بودند ، زندگى آزاد در چنان جامعهء مملو از حماقت ، ممكن است غيرت محمد را برانگيخته باشد تا از بىادبيهاى رايج جلوگيرى نمايد .
. . . ضمنا بايد متذكر بود كه در خانهء عايشه به طرف صحن مسجد باز مىشد ، و شايد
هامش
( 1 ) .Nabia Abbott