تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
و از خدا بترسيد و با زنهاى خود به بهترين طرز رفتار كنيد . « 1 »

موقعيت اجتماعى زنان ايران قبل از اسلام

بطورى كه از نقوش و الواح و آثارى كه از عهد باستان به دست ما رسيده برمىآيد ، زنان ايران ، قبل از حملهء عرب ، از حقوق و آزاديهاى بيشترى برخوردار بودند . زنان وابسته به طبقهء دوم و سوم اجتماع تقريبا در تمام فعاليتهاى اقتصادى ، دوشادوش مردان كار مىكردند ؛ مخصوصا همكارى زنان با مردان در كارهاى كشاورزى ، گله‌بانى و ساير فعاليتهاى توليدى و بافندگى قابل توجه است . بطورىكه از نقوش باقيمانده از عهد باستان ( حدود قرن هفتم قبل از ميلاد ) برمىآيد ، زنان ايران عموما بىحجاب بودند ؛ يعنى نه‌تنها سر و صورت و گردن آنها ، بلكه قسمتى از دست و پاى آنها بدون حاجب و مانعى ديده مىشد . « 2 » زنان عهد هخامنشى بطورىكه از صورت منقوش بر فرش پازيريك و ساير آثار آن دوره برمىآيد ، چهره‌شان كاملا ديده مىشود . گيسوان بلندشان را به پشت سر مىآويختند و پيراهنشان مانند پيراهن پرچين مردان پارسى بود . « 3 » از آثار و مجسمه‌هاى گوناگونى كه از عهد اشكانى به يادگار مانده ، به خوبى پيداست كه زنان سر و صورت و گردن و بازوان خود را نمىپوشانيدند ؛ معمولا پيراهن بلند بر تن مىكردند كه غالبا تا زانو را مىپوشانيد . در دورهء ساسانيان ، وضع عمومى زنان مانند قرون پيش بود ؛ يعنى غير از زنان وابسته به طبقهء اشراف ، كه كمتر در بين مردم ظاهر مىشدند ، ساير زنان بدون پرده و حجاب زندگى مىكردند ، و كمابيش در فعاليتهاى اقتصادى شركت مىكردند . كريستن‌سن ، ايران‌شناس نامدار دانماركى ، با توجه به مطالعات بارتلمه ، در مورد زنان مىنويسد : زن در اين زمان ( عهد ساسانيان ) داراى حقوق مسلمه‌اى بوده است . « 4 » در زمان ساسانيان ، احكام عتيق در جنب قوانين جديد باقى بود ؛ و اين تضاد ظاهرى از آنجاست كه پيش از آنكه اعراب مسلمان ، ايران را فتح كنند محققا زنان ايران در شرف تحصيل حقوق و استقلال خود بوده‌اند . « 5 » در اوستا ، فحشاء و انواع روابط جنسى غيرطبيعى ، منع شده است و اگر كسى در نتيجهء نزديكى با دختر جوانى ( خواه از بستگان او باشد يا نباشد ) او را آبستن مىكرد ، ناچار تا وضع حمل از او نگهدارى مىكرد . در اوستا لواط يك عمل شيطانى شناخته شده است . هرودت مىگويد : « ايرانيان از مللى هستند كه به زودى و با ميل ، از ملل ديگر تقليد مىكنند ؛ فى المثل آنها امردبازى را از يونانيان آموختند . آنها با داشتن چندين زن قانونى ،
هامش
( 1 ) . كنستان ويرژيل گيورگيو . محمد ، پيغمبرى كه از نو بايد شناخت ، ترجمهء ذبيح اللّه منصورى ، ص 418 . ( 2 و 3 ) . ر . ك : جليل ضياءپور پوشاك ايرانيان از چهارده قرن پيش تا آغاز دورهء شاهنشاهى پهلوى ، از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر ، ص 49 ، ش 31 . ( 4 ) . براى آشنايى به وضع لباس طبقات ممتاز در عهد هخامنشى و اشكانى ، نگاه كنيد به همان كتاب ، تصوير 45 و 86 ؛ و همچنين تصوير صفحهء 78 . ( 5 ) . ر . ك : آرتور كريستنسن ، ايران در زمان ساسانيان ، ص 346 و 354 به بعد .