تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
يعنى نه زنها از هوودارى بدشان مىآمد و نه مردان نسبت به زنان غيرتمندى به خرج مىدادند . . . در اثر اين اوضاع نامطلوب ، قدر و قيمت زن پايين آمد . . . معاشرت زن و مرد به جاى صفا و صدق ، بر روى مكر و حيله و دشمنى استوار شد . مردان ، زنان را در خانه نگاه داشته درها و پنجره‌ها را به روى او بستند ، و او را از سخن گفتن و آميزش و بيرون آمدن منع كردند . . . كم‌كم بدگويى از زن شروع شد ، و شعرها و داستانها و مثلها در مكر و حيلهء زنان رواج يافت . . . شاعرى مىگويد : « دختران خود را خيلى دوست دارم و از آن‌رو آرزو دارم آنها را به دست خود در گور بگذارم . » و ديگرى مىگويد : « چه سعادتى بالاتر از اين‌كه پسرم بماند و دخترم بميرد . » شاعر ديگر مىگويد : « اى كاش تا دختر به دنيا مىآيد بميرد ، چون بهترين داماد و حجله‌گور است . » آرى ، در قرن چهارم و پنجم هجرى ، كه تمدن اسلامى به حد كمال رسيده بود ، اديبان و شاعران مسلمان ، دربارهء زن ، آنطور فكر مىكردند . » « 1 » دكتر هيكل مىنويسد : قبل از اسلام « زنان حجاب نداشتند و زينت خود را آشكار مىساختند ، بعدها اسلام اين كار را حرام كرد . » « 2 » بعضى ديگر از محققين عقيده دارند كه قبل از ظهور اسلام ، يعنى در دورهء جاهليت ، اعراب براى نسوان ارزش و مقامى قائل نبودند ، و دختر براى خانواده‌ها موجب بدبختى و مصيبتى عظيم بود ؛ چنان كه آيهء 60 و 61 سورهء نحل ، مؤيد اين معنى است :
« إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ »
يعنى : چون مژدهء دختر به كسى مىدادند ، رنگ و رويش سياه مىشد و خشمناك مىگرديد ، و در آيهء 61 مىگويد : « با شنيدن اين خبر ناگوار ، از مردم پنهان مىشد ، نمىدانست كه آن دختر را با خوارى نگاه دارد يا در زير خاك پنهانش كند . » پيشواى اسلام در آخرين سفر حج خود ، كه معروف به حج الوداع است ، در برابر جمعيت فراوانى كه گرد او حلقه زده بودند خطبهء تاريخى مهمى ايراد كرد كه به نام « خطبهء وداع » معروف است . ضمن اين نطق ، در مورد زنان چنين فرمود : اى مردم ، اينك من راجع به زنهاى شما صحبت مىكنم ؛ زنهاى شما بر شما حق دارند و شما هم به زنهاى خويش حق داريد . وظيفهء آنها اين است كه نگذارند شخصى وارد بستر شما شود ( جز خود شما ) ، و كسانى كه مورد محبت شما نيستند به خانه راه ندهند . اگر آنها به اين وظايف عمل نكردند ، خداوند به شما اجازه داده است كه در بسترى جداگانه استراحت كنيد و آنها را كتك بزنيد ؛ ولى نه بشدت . و همين كه از شما اطاعت كردند و وظيفهء خود را به انجام رسانيدند ، به آنها غذاى مناسب بخورانيد ، و لباس مناسب بر آنها بپوشانيد . شما بايد با زنهاى خود ، به بهترين طرز رفتار نماييد ، چون آنها در خانهء شما يك محبوس هستند و از خود اختيارى ندارند ، و با يك محبوس كه از خود اختيارى ندارد بايد با محبت رفتار كرد . زنهاى شما امانتى هستند كه از طرف خداوند به شما سپرده شده و به شما اجازه داده‌اند كه با كلام خداوند به آنها نزديك شويد ( يعنى مطابق قانون اسلام با آنها ازدواج كنيد )
هامش
( 1 ) . همان ، ص 85 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . زندگانى محمد ، پيشين ، ص 433 .