عباس ، نزد پيغمبر آمد ، و حضرت او را ، امان داد ، و به وى اظهار محبت كرد . ابو سفيان پس از مراجعت ، قوم خويش را از آنچه ديده بود خبردار كرد . مردم مكه به گفتههاى ابو سفيان خنديدند ، و او را دشنام دادند ؛ بخصوص زنش ، هند ، سبيلهاى او را گرفته مىگفت : اين مردك ناستودهء ناهنجار را بكشيد . بدا به حال قومى كه پيشاهنگ آنان چنين كسى باشد . » « 1 »
عقيدهء جرجى زيدان
جرجى زيدان ، مانند بعضى از شرقشناسان اروپايى ، معتقد است كه زن عرب ، قبل از اسلام ( در دورهء جاهليت ) با عفت و شرافت زندگى مىكرد ، و از حقوق و اختيارات فراوانى برخوردار بود ، و نمونههايى از دليرى و خردمندى زنان آن دوران را ذكر مىكند . به نظر او ، بعد از نهضت اسلامى ، بتدريج از حقوق و اختيارات زنان كاسته شد و زورمندان و ارباب قدرت « مردان و زنان و همخوابهها و خواجهها را در حرمسراها محبوس كردند ، و بر آنان سخت گرفتند . » « 2 » و از اين رهگذر مفاسد و انحرافات اخلاقى و جنسى گوناگون در ميان دختران و پسران جوان ، به ظهور رسيد . جرجى زيدان در جلد پنجم تاريخ خود ، بار ديگر ، از موقعيت اجتماعى زنان در عهد جاهليت سخن مىگويد و مىنويسد : « در آن دوره ، زنان مقام مهمى داشتند ، و عفت آنها ثمرهء آزاديخواهى و استقلال - طلبى آن روز عرب مىباشد ، زيرا زنى كه با استقلال و آزادى خوگرفته ، تحمل ننگ و عار نمىتواند ، و برعكس زنى كه در ذلت و اسيرى به سر برده و به قيد حجاب و پرده مقيد گشته ، زودتر تن به خوارى مىدهد . كارى كه براى آن زن آزاد مستقل ننگ مىنمايد ، زن بدبختى كه در قيد اسارت است ، آن را عار نمىشمارد . . . عربهاى بدوى ، كه استطاعت كنيز گرفتن و همسر متعدد نداشتند ، همسر يگانهء خويش را ستايش مىكردند ؛ بويژه كه زن بدوى كمك دست مرد ، و شريك رنج و راحت او در سفر و حضر بود . » « 3 »
زنده به گور كردن دختران در ميان تمام اعراب معمول نبود ، فقط افراد قبيلهء بنى تميم - بن مر ، به چنين كار زشتى دست مىزد . « در هرحال خفه كردن دختران زياد طول نكشيد و منسوخ گشت ، زيرا مخالف عقل و عاطفهء انسانى بود ، و به زودى شخصى بنام صعصعة بن - ناجيه ، برخاست ، و خود را فداى دختران كرد ، و آن عمل متروك شد . زنان عرب در دورهء جاهليت ، از خود استقلال و اراده داشتند و داراى آزادى و مقام بودند ، و عدهاى از آنان در جنگ و سياست و ادب و شعر و تجارت و صنعت بنام گشتند . . . غالبا مردان عرب در دورهء جاهليت ، اختيار ازدواج را به دختران وامىگذاردند و بدون رضايت دختران به زناشويى آنها رضايت نمىدادند . زنان قريش از ساير زنان بر شوهر خود مسلطتر بودند و به مردان تحكم مىكردند . بسيارى از آنها در جنگ شركت مىجستند . در جنگ يرموك ( نزديك شام ) . . .
حتى زنهاى مسلمان با چوب به ميدان آمدند ، و با مردان رومى جنگ كردند . در نتيجه ، سپاه بزرگ روم درهم شكستند . در جنگ احد ، پرچم قريش به زمين افتاد و هيچ مردى جرأت نمىكرد آنرا برافرازد ، تا آنكه زنى به نام عمره ، دختر علقمهء حارثيه ، قدم پيش نهاد و پرچم را از زمين بلند كرد ، و مردان را دور خود جمع كرد و به كارزار شتافت . هند ، دختر عتبه و زن
هامش
( 1 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 1 ، ص 49 ( به اختصار ) .
( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 3 .
( 3 ) . همان ، ص 70 ( به تصرف ) .