شاد آغا ، زن شاهرخ است كه زنى متنفذ و كاردان بود ؛ همچنين سراى ملك خانم ، زن امير - تيمور ، و شاد ملك آغا از زنان مؤثر و كاردان اين دورهاند . كلاويخو نيز در سفرنامهء خود ، از شركت آنان در مجالس بزم و بادهگسارى سخن مىگويد .
استاد مينورسكى در حواشى و تعليقاتى كه بر تذكرة الملوك نوشته راجع به طبقات حاكمه در عهد شاه طهماسب و شاه عباس اول و شاه صفى ، با توجه به مندرجات كتاب عالمآرا و خلد برين چنين مىنويسد :
در زمان شاه طهماسب ، امراء بر حسب ايل و قبيلهاى كه بدان منتسب بودند ، مشخص مىگشتند . ايلات تركمن ، كه مقدم بر ديگران بودند ، عبارت بودند از : شاملو و استاجلو و تركمن و روملو و ذو القدر ، و افشار و قاجار و تكلو و حسنلو . بر اين نه ايل ، جغتاى را كه ظاهرا از قبايل ترك مغول يا خاندانى است از آسياى مركزى ( كه غالبا به خراسان اطلاق مىشود ) بايد افزود . سپس نوبت قبايل و كوهنشينان ايرانى مىرسد كه عبارت بودند از : طالش كردان : روزكى و سياه منصور و پازوكى و اردلان و چنگى ؛ لران : عباسى ( فيلى ) ؛ و امراى شيخوند ؛ و خاندان عرب به نام كمونه . جمعا 114 امير در دفاتر ديوان عالى ثبت بود ؛ و اين عده اشراف ايل يا عشيره بودند كه فرمانداران عالى نظامى و حكام و مصادر عالى امور از ميانشان برگزيده مىشد . و از اين 114 تن ، اسكندر بيك منشى در عالمآرا 72 تن را به عنوان معتبران و بزرگان هر طبقه و « اويماق » نام مىبرد . در اين فهرست ملخص ، قزلباش را 56 محل و جغتاى را سه محل ، و كردان را ده محل ، و شيخوند را دو محل ، و اعراب را يك محل است و جمعا 59 محل از آن تركان و 13 محل از آن غير تركان است . و از سيزده تن اخير ، ده تن در زمرهء اشراف ايل يا عشيره به شمارند . بلافاصله پس از اين امرا ، از لحاظ رتبت ، سپاهيان و ملازمان قرار داشتند . عالمآرا در حق آنان چنين مىگويد : يوزباشيان عظام و ارباب مناصب و قورچيان و ساير ملازمان درگاه زمان حضرت شاه جنت مكان ( مقصود شاه طهماسب است ) در حين ارتحال ، ششهزار نفرند ؛ از آن جمله چهار هزار نفر قورچى ، يكهزار و پانصد نفر ساير جماعت از قورچيانداش و يساولان و بوكاولان و غير ذلك . در ميانهء اين گروه ، يساولان و قورچيان معتبر و ايشيك آقاسيان و يساول پاشابان قور و ديوان ، و ميرشكاران و توپچىباشيان و جمعى كثير از هر طبقه و هر طايفه بودند كه به پايهء امارت رسيدند اگرچه به رتبهء امارت سرافراز نشده بودند اما در اعتبار كمتر از امراء نبودند و هريك فراخور حال ، نوكران كارآمدى داشتند از پنجنفر تا پنجاه نفر . چنان كه ششهزار كس ملازم خاصهء پادشاه بودند و ملازمان ايشان و نوكران به شمار صحيح درآمد ؛ حسب التخمين بيست هزار كس مىشدند بلكه زياده . و آواز جلادت و شجاعت گروه قورچى به مثابهاى بود كه در هر معركه كه يكصد نفر قورچيان شاهى بودند با يكهزار نفر از ساير طبقات حشم برابر بودند . « 1 »
تاجيكان طبقهء اشرافى به كلى جداگانه و خاص بودند . . . اينان از خاندانهاى باستانى ايرانى بودند كه علم و ادب و هنر نويسندگى را به ارث داشتند . اعضاى دوائر و ادارات را اين
هامش
( 1 ) . عالمآرا ، ص 106 .