است ، به وسعت تمام گسترده است . » « 1 »
هانرى رنه دالمانى ، در سفرنامهء خود راجع به زنان گدا نيز مطالبى نوشته و مىگويد :
« . . . مسافرين ، در موقع گردش در شهرها ، به هياكل عجيبى برمىخورند ؛ يعنى زنان گدايى را مىبينند كه در زواياى كوچهها ، نشسته و دست تكدى به سوى عابرين دراز كردهاند . مخصوصا مشاهدهء روبندهء آنها كه در اثر تماس با بينى چرك و كثيف و سوراخ شده است ، كراهت آورست . » « 2 »
وصفى از يك گدا :
« ساعت نه و پانزده دقيقه دهم ماه مه 1930 ، درويش محترم و سال - خوردهاى با محاسن فراوان و سر و روى ناشسته ، در مدخل عالىقاپو نشسته و براى دريافت پول روزانهء خود ، سلام مىكند . و در مقابل پشيزى كه به او داده مىشود براى بخششكنندگان طلب آرامش و صلح و صفا مىنمايد . » « 3 »
« در ايران ، گدايان در هر گوشه و كنار به انتظار گرفتن خردههاى نان ايستادهاند و قيافهء بيمار پر از جراحت آنها را در پشت هر درى مىتوان مشاهده كرد . » « 4 »
گدايان به نظر كسروى :
كسروى سى سال قبل ، در كتاب بخوانيد و داورى كنيد ، در وصف گدايان تهران چنين مىنويسد : « . . . اكنون در تهران بيش از چندهزار گداست و اينان كوچهها را مىگردند ، در جلو درها مىايستند و پياپى به زبان مىآورند : « حضرت عباس دردت دوا كند ! » « امام حسين ذليلت نكند ! » « امام بيمار به بستر بيمارى نيندازدت ! » « امام غريب قرضهايت را ادا كند ! » و مردم به پاس همين گفتهها ، نان و پول به ايشان مىدهند . » « 5 »
در ميان شعراى ايران ، در يك قرن اخير ، بيش از همه پروين اعتصامى به وضع طبقات محروم توجه كرده و در توصيف احوال آنان اشعارى سروده است .
طبقات مختلف المنافع به نظر پروين اعتصامى
به نظر ميخائيلوويچ ، شرقشناس شوروى ، پروين اعتصامى « در دههء دوم قرن بيستم ، هنوز تحت تسلط خيالهاى ليبرالى بود ، و صادقانه اعتقاد داشت كه با درخواست و دعوت براى نيكى و عدالت مىتوان اين « دنياى دون » را عوض نمود و به نفع بيچارگان تغييرش داد . پروين بعدها ، كاملا به اين حقيقت پىبرد كه به ثروتمندان رجوع كردن و از آنها خواستن كه نيكو باشند و زندگى بيچارگان را بهبود بخشند ، كارى است بيهوده و بيفايده او در شعر « اندوه فقر » مىگويد :
پروين ، توانگران غم مسكين نمىخورند * بيهودهاش مكوب ، كه سرد است اين حديد .
بتدريج در اشعار پروين ، آثار مناقشات اجتماعى و عدم همآهنگى بين ثروت و فقر به چشم مىخورد . وى در بعضى از اثار خود ، زندگى طبقهء كشاورزان و پيشهوران خردهپا را كه بسيار محتاج و از حقوق خود محرومند ، توصيف مىنمايد . پروين بطور ناخوداگاه ، بعنوان سخنگوى اين طبقات ، ظاهر مىشود ، مخصوصا در شعر « مناظره » مسألهء عدم مساوات اجتماعى به شكل حادى بيان شده است : دو قطره خون بر سر گذرى افتادند : يكى از دست توانگرى و ديگرى
هامش
( 1 ) . سهسال در دربار ايران ، پيشين ، ص 50 .
( 2 ) . سفرنامه از خراسان تا بختيارى ، پيشين ، ص 297 .
( 3 ) . سفرنامهء فرد ريچاردز ، پيشين ، ص 10 .
( 4 ) . همان ، ص 38 .
( 5 ) . ص 27 .