« فرمود به چه قسم شاهد بازى كردهاى ، عرض نمودم هر ظالم مردمآزار ناپاك بيباك را به رندى و پهلوانى ، زنش را و دخترش . . . يا پسرش را به داروى بيهوشى ، بيهوش مىنمودم ، و در رداى خود مىنهادم و مىرفتم بر تخت رستم ، كه بالاى كوهى است ، يا بر كوه آتشگاه ، يا بر سردم كوه صفهء اصفاهان ، و با وى عشرت رندانه مىكردم و باز او را مىبردم و به مكان خود مىنهادم . اما با هركس نمك خوردم ، حق نمك را منظور داشتم . و بسيار مرتكب معاصى شدهام اما با مروت و اداى كفاره ، و تكيه بر اين آيهء مباركه نمودم :
« لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ، إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً »
اما هرگز خيانت از من سر نزده ، و نامردى از من صادر نشده ، و با دوستان و آشنايان بيوفايى نكردهام . » « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 158 .