تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
تهران داشت ، اين موقعيت را ، حاجى خمامى در رشت دارا بود . ملايى بود مقتدر و داراى حوزهء تدريس و محضرش جاى حل و فصل مرافعات و نوشتجاتش نزد حكام شرع و عرف نافذ . . . نظرش دربارهء نهضت مشروطيت از جوابى كه به استفتاء يكى از مؤمنين نوشته است روشن مىشود : سؤال : از حضرت حجة الاسلام و مروج الاحكام و مرجع الانام ، آقاى حاجى ملا محمد - خمامى ، مد ظله العالى : معروض محضر انور مىدارد ، در توقيع مقدس حضرت ولى عصر ، عجل اللّه فرجه ، به ما پيروان مذهب جعفرى خطاب مستطاب چنين صادر شده است كه « اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى روات اخبارنا . » يكى از حوادث بزرگ كه در عصر ما واقع شده و در موافقت و مخالفت نمودن با آن ، تكليف ما مسلمانان رجوع به شما سلسلهء جليله مجتهدين مىباشد ، داستان مشروطيت است . اين وضع مستحدث كه از مخترعات مردم اروپا بوده معمول به آن ملل در هيأتهاى اجتماعيهء خودشان است ، آيا با دين مبين اسلام سازگار است يا خير ؟ و قانون و مساوات و حريت كه اساس عمدهء اين وضع است آيا با قوانين مقدسهء شرع ، منطبق مىشود يا نه ؟ تكليف كافهء اهل قبله ، خاصه دار الشوكه ، در ابقا و افناء مشروطه در ممالك اسلاميه چه‌چيز است ؟ چون عوام الناس و افراد جاهل بايستى به حكم عقل رجوع به عالم نمايند ، عليهذا بتوسط اين چند سطر ، در مقام تصديع برآمد ؛
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ . *
جواب : اين حادثه ، كه در اين عصر واقع و تسميه به اسم مشروطه شده ، اعاذنا اللّه و كافة المسلمين من شرها ، قلع‌وقمع آن به هر مقتدرى لازم است و ابدا سازگارى با قواعد اسلام و مسلمانى ندارد . قانون حريت و سويت با قوانين مقدسهء شريعت مطهره منطبق نيست . كدام عضو از اعضاء انسان در شرع انور به حريت موسوم است ؟ خداوند متعال براى هر عضوى حدى مقرر فرموده ، نه چشم و نه گوش و نه زبان و ساير اعضا را آزادى نداده ، براى هريك حدى در شرع است . سويت در طبقات افراد انسان چه‌وقت بوده و شرع ، اين سويت را كى مقرر فرموده ؟ اين مشروطه كه ملحوظ افتاد ، جز فتنه و فساد و ترويج باطل و توهين اسلام نيست . بر قاطبهء اهل قبله و اهل اسلام است كه از اطفاء نايرهء اين فتنهء مشروطه به جان و مال كوشش نمايند ، و دين قويم اسلام را از شر اين مشروطه آسوده دارند . » « 1 » حاجى شيخ فضل اللّه نورى و حاجى آقا محسن عراقى و همفكران آنها جملگى مشروطه را بدعت ، و بدعت را مخرب دين اسلام و مسلمانى مىدانستند ، ولى همين حاجى خمامى . . . بعد از پيروزى مجاهدين و فتح تهران و شروع انتخابات رشت ( دورهء دوم تقنينيه ) حكمى صادر نمود كه ناقض حكم نخستين بود و در آن سطور زير خوانده مىشود : « بسم اللّه تعالى ، بر كافهء عباد اللّه واجب و لازم است ، اهتمام در امر مشروطه . شك نيست كه هركس اخلال كند در امر مشروطه ، داخل در جيش يزيد بن معاويه است . العجل ، العجل ! منتخبين را زود بفرستيد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 95 - 94 .