ملتجى ، و عزل وى را خواستار مىگردند . كسانى هم كه به زير توپ شاهى در سراى شاهى التجا نمايند ، تا از زير توپ خارج نشوند ، نمىتوان آنها را توقيف نمود و در تمام مدت ، كه به اين وضع باقى هستند ، از طرف اهالى اعاشه مىشوند .
الحاصل براى فرار يك جانى و قاتل و مديون ، وسايل خاص متنوعى موجود است .
سادات از احترام و مزاياى بسيارى برخوردارند . استفاده از خمس موجب شده است كه روز بروز بر تعداد آنها افزوده شود . سادات با شال سبز و عمامهء سياه ، كارشان مرثيهخوانى و گاه در شمار اصنافند . اگر كسى از طرف سادات مضروب شود و قادر به دفاع از خود نباشد ، ديگرى يا دولت از او دفاع نمىكند ، چون اعمال بىرويهء سادات رو به تزايد است ، دولت شخصى به نام نقيب السادات را براى تقسيم خمس و جلوگيرى از كارهاى بىرويهء آنها تعيين كرده است . » « 1 »
در دورهء مظفر الدين شاه ، امين الدوله سعى مىكند مذهب را از سياست تفكيك كند و روحانيان را از فعاليتهاى سياسى بر كنار دارد . براى اجراى اين نقشه ، « از ابتداى رياست خويش به روحانىنمايان بىاعتنايى مىنمايد ، و دست دخالت آنها را تا آنجا كه مىتواند ، از كارها كوتاه مىكند ( كاملا بر خلاف امين السلطان ) . آقايان ، از يك طرف نمىتوانند اين بىاعتنايى صدر اعظم را تحمل كنند و از فوايدى كه از مسند صدارت به آنها مىرسيده محروم بمانند و از طرف ديگر ، در مقابل اقدامات اساسى امين الدوله ، كه موجب بيدارى و هوشيارى ملت و كسادى بازار آنهاست ، ساكت و بيطرف بمانند . بالاخره روحانيان در مدرسهء خان مروى براى مطالبهء موقوفهاى كه مىخواهند در دست آنها بماند ، مجتمع مىشوند ، و چون نتيجه نمىگيرند ، دولت را تهديد مىكنند كه اگر مقضى المرام نگردند همه ، ايران را ترك مىكنند و در عتبات عاليات مجاور خواهند شد . امين الدوله از جانب شاه جواب مىدهد راه زيارت بسته نيست ، هركجا مىخواهند ، روانه شوند . رؤساى روحانى بعد از شنيدن اين جواب ، براى برهم زدن صدارت امين الدوله ، قواى خود را جمعآورى مىكنند . حتى شاه را بعنوان فساد عقيده و پيروى از طريقهء شيخى ، تهديد مىنمايند . . . تهديد مزبور بىاثر نيست و بر جرأت مخالفين امين الدوله مىافزايد . . . » « 2 »
در جريان انقلاب مشروطيت ، چنان كه ضمن بيان وقايع تاريخى آن ايام در جلد دوم يادآور شديم ، عدهاى از روحانيان ، نظير آقايان طباطبايى و بهبهانى ، در صف آزاديخواهان و اصلاحطلبان قرار گرفتند ، و جمعى چون آقا شيخ فضل اللّه نورى به مخالفان آزادى پيوستند .
چون به احوال آنان اجمالا اشاره شده است ، اينجا از تكرار مطالب خوددارى مىكنيم . همينقدر يادآور مىشويم كه تلاش امين الدوله در راه تفكيك مذهب از سياست ، به علت عقبماندگى مردم ، چنان كه مطلوب اصلاحطلبان بود ، حاصل نشد ، ولى از قدرت نامحدود روحانيان مخصوصا پس از استقرار مشروطيت ، تا حد زيادى كاسته شد .
روحانيان در جريان نهضت مشروطيت
مقارن نهضت مشروطيت ، روحانيان بزرگ از دو صف بيرون نبودند :
عدهاى كه اكثريت را تشكيل مىدادند طرفدار حفظ نظام كهن بودند و عملا از شاه و عمال او طرفدارى مىكردند . در مقابل اينها ، اقليتى
هامش
( 1 ) . « ايران در سال 1311 ه . ق . » ترجمهء محمود غروى ، مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال نهم شمارهء 88 و 87 .
( 2 ) . حيات يحيى ، پيشين ، ج 1 ، ص 207 به بعد .