بعضى آمده دعا مىخواستند از چلهبندى و زبانبندى و دعاى محبت و عداوت و باطل السحر و چهل ياسين و از اين قبيل امور . من عذر مىخواستم تا هنگام خواب ، ايشان رفتند و من آسوده افتادم ، لكن چه آسودگى ! دلم به حال اين مردم بيصاحب آتش گرفت ؛ سبحان اللّه ! سلاطين مستبد و ملاهاى طماع ، براى رواج بازار خودشان ، يك مشت بندگان خدا را از بىتربيتى و جهالت بچه نوع گرفتار كرده و خود بر خر مراد سوار شدهاند . مردم عالم در چه كارند و ايران چه خر بازار است ! اعتقاد اين بيچارگان به اين خرافات هزاران درجه از كشتى بخار و الكتريك و تلفون و ترقيات جديد بيشتر است . آخوندها دوالپا و شهر زنان و سگساران و حكايت غولان را به نظر ايشان ، موافق شرع جلوه داده ، اما وجود امريكا و كشف اقطاب دنيا را ، مثل الكتريك ، منافى دين ناميدهاند . « 1 »
حاج سياح در اصفهان ، ضمن گفتگو با ظل السلطان ، از مظالم عالمنمايان اظهار ملال مىكند و مىگويد ، شكارچيان دو گروهند . « شكارچيان جسم ، امراء و مقتدرانند كه شكار ايشان با تفنگ و گلولهء تير است ، و طايفهء ديگر از دراويش و عرفانبافان و عالمنمايان و سحر و شعبده و فال و طالع و تسخير و كيميابافانند ، كه اينها روح عوام و مردم بيچاره را به دام تزوير مىكشند و قربانى خيالات خود مىكنند . » « 2 »
احمد امين ، كه در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه به ايران آمده است ، در مورد روحانيان مىنويسد : « علما را « آخوند » و بزرگان علما را « مجتهد » مىنامند . « بزرگترين مجتهدين شيعه ، كه در عراق عرب ، در كربلا و سامره مقيم است سيد حسن شيرازى مىباشد » در مورد مجتهد تبريز مىنويسد كه مردم آذربايجان نسبت به او احترام فراوان قائلند . « در موقعى كه سواره در خيابان حركت مىكند ، تماس با مركب وى ، شرف عظيمى محسوب مىشود . »
از مجتهدين ، آنها كه سيدند ، بيشتر مورد احترام عمومى هستند . حكومت ، فوق العاده از مداخلهء مجتهدين و سادات در امور دولتى بيزار است .
اگر در شهرى چند نفر مجتهد باشد ، دعاوى به مجتهدى كه طرفين دعوى مشتركا حكميت او را بپذيرند ، ارجاع مىشود . در صورت اختلاف ، ممكن است مجتهد را با قرعه تعيين نمايند .
مديونى كه از طرف دولت تحت فشار قرار گيرد ، اگر به خانهء يكى از مجتهدين پناهنده شود ، در خانهء وى مرافعه ممكن است به مصالحه ختم شود و سندى تنظيم گردد ، ولى در موقع پرداخت باز مديون مىتواند به خانهء مجتهد ملتجى شود ، نهايت ممكن است حق داين به اين ترتيب تلف شود .
علما و ساداتى كه به خانهء صدر العلماء پناهنده شوند ، حكومت قادر نيست آنها را توقيف نمايد . عدهاى به امامزادهها يا شاهزاده عبد العظيم پناهنده مىشوند و از طريق متوليان حمايت مىگردند .
اگر اهالى از والى ولايتى شكايتى نمايند و مسموع واقع نشود ، اهالى به امامزاده
هامش
( 1 ) . همان ، ص 30 .
( 2 ) . همان ، ص 43 .