بعد از ورود ايلچى ، علماى اعلام و مجتهدين با احترام به اردوى معلى آمدند و آنچه ايلچى از صلح و مصالحه سخن راند ، علما را مقبول نيفتاد و اعليحضرت همايون را بر جهاد تحريص كرده از وجوب آن سخن راندند و اصرار كردند . ايلچى مأيوس بازگشت و عساكر ايران به اطراف مأمور شدند و با قشون روس به زدوخورد مشغول گشتند . »
در اينجا بايد اعتراف نمود با تمام تجربههاى تلخى كه فتحعلى شاه و نايب السلطنه و دربار ايران از جنگهاى گذشته با روسها حاصل نموده بودند ، در اين موقع هيچ مفيد واقع نشد ، و مجددا با تمام ضعف و ناتوانى ، با روسها درآويختند . از زمان جنگ سابق كه با معاهدهء گلستان خاتمه پيدا كرد تا اين تاريخ ، چهارده سال گذشته بود . در اين چهارده سال ، اقلا به فكر دفاع صحيح نيفتادند تا بتوانند در مقابل 20 هزار قشون روس مقاومت كنند . . . حقا بايد گفت شاه و درباريان همه دستبهدست هم دادند تا حيثيت ايران را به باد دهند . . . اين جنگ قريب دو سال طول كشيد . در همهجا قشون ايران عقبنشينى كرد و قشون روس جلو آمد ، تبريز را هم برحسب دعوت سكنهء آن اشغال نمودند و از آنجا تهران را هم تهديد كردند . » « 1 »
در آثار و كتب تاريخى ، نمونههاى بسيارى از مداخلات ناروا و بى مورد روحانيان در امور غيرشرعى به چشم مىخورد ، حتى بعضى از روحانيان مغرض دستور تخريب بناهاى تاريخى را نيز دادهاند . مؤلف خلد برين مىنويسد :
« شرح املاك موقوفه شيخ ابو مسعود « رازى » و ذخاير كتب و اهميت مزار او مفصل است ، و نگارنده را در اين خصوص ، حكايات و اطلاعاتى است كه فعلا از نگارش آن صرفنظر مىنمايم . مع الجمله ، روزبروز شكوه و رونق و عظمت اين مزار زياد مىشد و علاقهء مردم به زيارت اين شيخ جليل بيشتر مىگشت . يكصد سال قبل ، يك نفر از بزرگان علماى جبل عامل وارد اصفهان گرديد . كثرت اياب و ذهاب . . . يا جهات ديگر ، باعث سلب آسايش ايشان گرديد .
به اينجهت ، آن عالم در صدد تفحص حال شيخ ابو مسعود برآمد ، و نتيجهء تفحص ايشان اين شد ، كه شيخ ابو مسعود يكى از مشايخ صوفيهء اهل سنت است ، و بايد مزار و آثار او را از بين برد و مردم را از زيارت او منع كرد . عناصرى كه هميشه منتظر اين گونه فرصتها هستند ، وقت را غنيمت دانسته همهروزه بيل و كلنگ را به دست گرفته و در منزل آن عالم مىآمدند ، و بالاخره روزى آن عالم حكم خرابى را داد و همان عناصر هم اجرا نمودند . اثاثيهاى كه در عرض هشتصد سال مردم با اعتقاد ، اهدا نموده بودند ، به دست همان عناصر به يغما رفت . حمام شيخ و مسجد و صحنين ، به خانه و آشيانه مبدل گرديد . » « 2 »
يك روحانى متعصب
« در سال 1295 هجرى قمرى ، فرهاد ميرزا معتمد الدوله والى فارس ، معجرى چوبى بر دور قبر حافظ ساخت و پس از آن ، گويند شخصى از پارسيان يزد كه به ديوان حافظ تفأل زده بود . . . قبر خواجه را تعميرى كرد و معجرى بر بالاى آن آرامگاه ساخت . اما يكى از روحانيان شيراز به نام حاج سيد على اكبر فال اسيرى ، به عنوان
هامش
( 1 ) . محمود محمود ، تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ص 67 - 266 ( به اختصار ) .
( 2 ) . شيخ احمد واعظ بيان اصفهانى ، در خلد برين در احوال خطباء و واعظين ، ص 169 به بعد .