بر شهر و جان و مال ساكنان آن تسلط كامل و بدون منازعى داشته ، ليكن آقا نجفى تشخيص داد ، كه مىتواند از جنبش اصلاحطلبى استفاده كرده حكومت را در كنترل انحصارى خود درآورد . روى اين حساب ، كوشيد دو تن از ايادى خويش را بعنوان نمايندهء اصفهان به مجلس بفرستد ، و يك انجمن محلى تشكيل داد ، كه بلافاصله اختياراتى را كه تا آنوقت در دست والى بود به خود اختصاص دهد . ظل السلطان براى دفاع از اختيارات خويش ، توجه عموم را به عمليات ظالمانه و افتضاحآميز متفق و همدست سابق جلب مىكند . آقا نجفى از شيخ نور اللّه برادرش استمداد مىنمايد . . . شيخ نور اللّه با سفارت روس روابط نزديك دارد ، و بموجب اظهار خود روسها ، از كنسول روس دستور مىگيرد . . . » « 1 »
وضع اخلاقى طلاب
حاج سياح در سفرنامهء خود ، از وضع آشفتهء طلاب علوم دينى ، مخصوصا در كاشان ، اظهار تأسف مىكند و مىنويسد : « اين مدارس بجاى آنكه منشأ خير باشند ، وسيلهء اشاعهء فساد شدهاند ، عدهاى جوانان بيست - سىساله ، به نام طلبه ، در حجرات ، مسكن مىكنند . كسى در مقام تدريس و تهذيب آنها نيست . از پدرشان ، و از مردم ، به نام خمس و زكات و احسان پول مىگيرند .
به جاى تحصيل ، داخل دستهبنديهاى محلى مىشوند . عدهاى براى دخل يا تقدم و تأخر در جلوس ، به تقويت اين آقا و يا آن آقا برمىخيزند و به سروكلهء هم مىكوبند . بعضى از آنها به چاقو و خنجر و طپانچه مجهزند . اگر كسى از امرا و حكام و يا صاحبان مكنت توقع آقا را به جا نياورند ، اين لشكر معمم با آنها دست و پنجه نرم مىكند ، و هركس را بزنند و زخمدار كنند و بكشند ، آن را تقويت شريعت مىنامند . هر گناهكارى ، خود را به مدرسهء آنان اندازد ، از تعقيب قضات شرع و مأمورين دولت ، در امان است . عمر خود را ظاهرا به فراگرفتن فقه و اصول و فراگرفتن اصطلاحات مغلقه ، سپرى مىكنند و از ضعف عالم اسلام ، و راه نگاهدارى حوزهء اسلام بيخبرند . » « 2 »
فرق پيشنماز دولتى با امام جماعت ملى
اعتماد السلطنه ، ضمن وقايع رمضان 1313 ، مىنويسد ، در مسجدى كه ميرزا ابو الفضل نماز مىخواند ، چون زمين غصب و پيشنماز دولتى است ، زياده از سى نفر نمىآيند . بخلاف ، ملا محمد رستم - آبادى ، كه پارسال در اين مسجد نماز مىخواند و حالا در مدرسهء مروى نماز مىخواند ، مردم از روى عقيده به او اقتدا مىكنند و در صفوف نماز جماعت او ، بيستهزار نفر حاضر مىشوند . به حسب ظاهر ، اين مسائل چندان اهميتى ندارد ، ليكن در باطن ، اثبات عدم تدين رجال دولت را مىنمايد و اقتدار علما ، بر ضد دولت را نشان مىدهد . « 3 »
ميرزا آقا خان كرمانى ، از علمداران صديق فكر آزادى و مشروطيت در ايران ، با عبارتى طنزآميز
هامش
( 1 ) . اسناد محرمانهء وزارت خارجه انگلستان ، استخراج حسن معاصر ، ص 268 .
( 2 ) . خاطرات حاج سياح ، پيشين ، ص 55 - 54 ( به اختصار ) .
( 3 ) . روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، پيشين ، ص 1059 .