تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
ديگر از قشرهاى مهم روحانى سادات هستند . غير از روحانيان عاليقدرى كه در لباس سيادت موقعيت ممتازى دارند ، عده‌اى از ديرباز عنوان سيادت را وسيلهء تنبلى و تن‌پرورى قرار داده تن به كار نمىدادند و از راه گدايى امرار معاش مىكردند . گويند در اوايل اسلام ، يكى از پادشاهان مسيحى ، احكام صادره از پيغمبر اكرم را شنيده تمجيد مىنمايد . چون به مسألهء « خمس » مىرسد ، مىگويد : محمد ( ص ) با اين حكم ، اولاد خود را براى همه وقت گدا و بيهنر بار آورد . . . در تهران ، عده‌اى از اطفال كه بعضى هم منسوب به خاندان رسالت نمىباشند از سن چهار و پنج‌سالگى تا ده دوازده‌ساله و بيشتر ، هريك پارچهء سبز يا سياهى بر سر و كمر پيچيده در معابر ، با سماجتى كه نظيرش در ديگر مردم ديده نمىشود ، دنبال اشخاص پياده و سواره افتاده مطالبهء پول مىكنند و انواع بىاحترامى را مىبينند ، و دست از شغل ناپسند خود برنمىدارند . پاره‌يى از رجال دولت هم در مقام خودنمايى چون از خانه بيرون مىآيند مشتى پول سفيد و سياه به زمين پاشيده ، منتظرين از فقراى سادات و غيره را به جمع نمودن آنها سرگرم كرده و روانه مىشوند . و اين كسب بيزحمت نكوهيده را ترويج مىنمايند ، مخصوصا در دورهء صدارت ميرزا على اصغر خان امين السلطان بيش‌ازپيش موجبات ترويج گدايى فراهم گشته است . وضع طلاب علوم دينى ، نيز در دورهء قاجاريه ، بيش‌ازپيش به فساد و انحراف گراييده بود . دولت آبادى مىنويسد : تمام مدارس مذهبى كه بيشتر آنها داراى موقوفات است و بعضى از آنها موقوفهء بسيار دارد ، پر است از طلاب ، و طلبه كسى را گويند كه عمامهء سفيد يا سياهى بر سر ، قبا و ردايى در بر ، و اغلب در يكى از مدارس مذهبى ، مكانى داشته باشد . نه سواد داشتن شرط طلبه بودن است و نه زياد با ديانت بودن . بسيارى از دهاتيان تنبل به شهر آمده در سلك طلاب درآمده ، از موقوفات مدارس امرار معاش مىنمايند ؛ يعنى مختصر سوادى تحصيل مى - كنند و روزها به معلمى اطفال و نوكرى خانهء بزرگان به سر برده ، شبها در مدرسه بيتوته مى - كنند و از موقوفهء مدرسه استفاده مىنمايند . شهريان هم براى استفاده نمودن از موقوفات ، در مدارس حجره تحصيل مىنمايند ، چه محصل باشند و چه نباشند . گاه مىشود كه يك‌شخص ، در تمام مدت عمر بعنوان طلبگى در مدرسه حجره دارد و چون از دنيا مىرود حجرهء مزبور به ضميمهء سهم او از موقوفه مانند ميراث به پسرش مىرسد . شايد روحيات آن پسر ، ذاتا با طلبه بودن مناسبت نداشته باشد ، ليكن به لباس طلبگى درمىآيد ، براى اينكه وظيفه قطع نشود و حجره از دست نرود . اين مفسده ، البته در مدرسه‌هاى بزرگ ، كه حجره‌هاى عالى و موقوفه زياد دارد ، بيشتر ديده مىشود ؛ مانند مدرسهء چهارباغ اصفهان ، كه يكى از بزرگترين آثار عهد صفويه است و در سنهء 1120 قمرى بنا شده ؛ و مدرسهء صدر اصفهان ، كه حاجى محمد حسين خان صدر اصفهانى در زمان سلطنت فتحعلى شاه قاجار بنا كرده ؛ و مدرسهء خان مروى تهران ، كه هم در آن زمان به توسط محمد حسين خان مروى بنا شده ؛ و مدرسهء سپهسالار تهران ، كه توسط ميرزا حسين خان سپهسالار قزوينى در زمان سلطنت ناصر الدين شاه ، تأسيس شده است . توليت مدارس دينى هم ، به استثناى مدرسهء ناصرى ، كه با پادشاه وقت است ، در