است كه روحانيان حقيقى و قضات آراسته به ديانت را ترويج مىنمود و از اهانت نمودن به دنياطلبان و طمعكاران دريغ نداشت . به همين سبب ، آثار عدل و داد در ايام رياست او ظاهر شده بود ؛ افسوس كه دولت او مستعجل بود .
ديگر از طايفهء روحانيان ، اهل منبر ، روضه و تعزيهخوانها هستند كه روزبروز بر شمارهء آنها افزوده مىگردد . مخصوصا در ايام محرم و صفر ، در روضهخوانيهاى خصوصى ، طبقهء تجار و كسبه ، بعد از پايان روضهخوانى ، به فراخور استعداد مادى خود ، ناهار يا شام عمومى مىدهند و گرسنگان را از خانهء خود سير بيرون مىنمايند . اين مجالس معمولا در دههء اول ماه محرم و دههء آخر ماه صفر است . . . بعضى از اين مجالس ، بقدرى وسعت دارد كه روزى چند صد تومان خرج سفرهء آنها مىشود . در نتيجهء اين قبيل مجالس ، جمعى از مردم بيكار تنپرور مخصوصا در لباس سيد و آخوند و درويش ، از شهرهاى كوچك و قصبات و دهات دور و نزديك ، در شهرهاى بزرگ ، خصوصا در تهران ، جمع مىشوند . در كاروانسرايى منزل نموده در يكشب چند مجلس مىروند . از هرجا چيزى ذخيره نموده با خود به منزل برده مىفروشند و پولش را ذخيره مىنمايند . » « 1 »
سپس راجع به شغل « روضهخوانى » مىنويسد : « چون كار با دخل و بىسرمايهاى است از سادات و آخوندها ، خاصه كسانى كه فى الجمله آهنگ صدايى داشته باشند ، فوجفوج داخل اين شغل شده شعرى چند در مرثيه حفظ مىكنند ، و كتابهاى روضهء فارسى را خوانده روضهخوان مىشوند ، و اغلب از جعل كردن مطالب و دروغ گفتن و افترا بستن به خداوند و پيغمبر و امام مضايقه ندارند . فقط شهرت يافتن ، مورد توجه آنهاست ، و آن هنگامى حاصل مىشود كه از روضهخوانى آنها مجلس گرم ، و فرياد و داد شنوندگان زياد بلند گردد و به اصطلاح خودشان مجلس آنها بگيرد . . .
پيش از اين ، رسم بود كه در مجالس روضهخوانى ، يك نفر روضه مىخواند و در هر شهر بيش از چند روضهخوان نبود ، آن هم از مردمان متدين و پرهيزكار . . . ولى امروز ، در همه جا ، تعدد روضهخوان در يك مجلس ، معمول شده است ، بطورى كه در تهران در غالب مجالس ، پنج شش تن روضه مىخوانند ، و در مجالس مهم ، عدهء آنها به پنجاه و شصت نفر هم بالغ مىشود ، كه بنوبت ، روزى چند نفر به منبر مىروند ؛ و اين بواسطهء زياد شدن اهل منبر است .
به هر صورت ، اهل منبر ، رو به فزونى رفتهاند . عدهاى از آنها محترمتر از ديگرانند ، و آنها كسانى هستند كه عنوان ملايى و واعظى دارند ؛ و بعد از آنها روضهخوانهاى باسوادند . . . تا برسد به درجات پايينتر . . .
اهل منبر يك قسمت مهم از قوهء روحانيت به شمار مىروند ، و در تهييج افكار عمومى مدخليت دارند ، ولى اين هيجانها فايدهء عمومى ندارد بلكه در راه گرم كردن بازار كسب روضه - خوانى است و بس .
هامش
( 1 ) . حيات يحيى ، پيشين ، ص 50 به بعد ( به اختصار ) .