تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
بجاى آنكه مردم را به علم‌آموزى برانگيزند به تبليغ در بيعارى تشويق مىكردند و مىگفتند خدا فرنگيها را خلق كرده تا كار بكنند و مواد مورد احتياج ما را فراهم كنند تا ما با فراغت عبادت كنيم . خدا دنيا را به فرنگيها داده و آخرت را براى مسلمانان ذخيره كرده است . يحيى دولت آبادى ، ضمن صحبت و گفتگو از طبقهء روحانيان ، آنان را به دو گروه مشخص تقسيم مىكند : « يك طايفه كسانى كه صورت ظاهر روحانيت را رعايت كرده ، از تجملات دورى نموده ، زندگى سهل و ساده‌اى دارند ، و با دولتيان مراوده نمىكنند و آنها را « ظلمه » مىخوانند و به قضاوت شرعى كردن ، كارى ندارند . اين قبيل روحانيان بيشتر با كسبه و عوام سروكار دارند ؛ مردم در نماز جماعت آنها ، ازدحام كرده به ايشان اظهار عقيده مىنمايند . معاش ايشان به عهدهء مردم است : وجوهات شرعيه را بعنوان اجتهاد خود ، يا به توجيه كلى از رؤساى روحانى مرجع تقليد ، دريافت مىدارند . عقد و نكاح و طلاق و ديگر وظايف شرعيه به عهدهء ايشان است . طايفهء دوم كسانى هستند كه تصدى امر قضاوت مىنمايند و مرجعيت خاص دارند ، و گاهى اگر رخنه‌اى بيابند در امور سياسى هم دخالت مىكنند ، اسباب تجمل فراهم مىكنند و به جمع مال مىكوشند . . . رياست‌مآبيشان بر جنبهء روحانيت غلبه كرده با دولتيان خلطه و آميزش نموده از قدرت آنها استفاده مىكنند . و چون بواسطهء دل بستن به دنيا در دل عوام جايگاهى ندارند ، ناچار به داشتن روابط خصوصى با دولتيان ، حوزهء رياست خود را رونق مىدهند . . . دولتيان ، اين گروه از روحانيان را مورد توجه قرار مىدهند ، سفارشهاى آنها را مى - پذيرند ، احكامى كه صادر مىكنند دستور اجرا مىدهند ، ماليات املاك ايشان را تخفيف مى - مىدهند ، از دادن مستمرى و مقررى به خود و اولاد و بستگانشان مضايقه نمىكنند ، و به عبارت ديگر ، از آنچه خود مىبرند سهم مختصرى هم به حلق آنها ريخته ، آنها را از خود راضى نگاه مىدارند . دولتيان بوسيلهء اين گونه از روحانىنمايان ، تيغ قدرت روحانيان حقيقى را كند نموده خود را بر مركب آرزوى خويش ، كه خودسرى بىمعارضى باشد ، سوار مىكنند و از هر گونه ستمكارى به زيردستان دريغ نمىنمايند . روحانيان ، هركدام اهل علم و فضل باشند ، به القاب دولتى اعتنا نمىكنند و آن را براى خود ، كسر مىشمارند ، و هركدام به وراثت لباس روحانيت دربركرده باشند بجاى علم و فضل ، تشبث به القاب مىجويند ، مانند امام جمعه ، سلطان العلماء ، شيخ الاسلام ، و امثال اينها . گاهى مىشود كه دارايان القاب هم ، صاحب فضل و كمال باشند و ليكن به‌ندرت . . . وزارت عدليه ، كاملا با محضرهاى شرعى و رؤساى روحانى آنها مربوط است ، و احكام صادره از آن محاضر را اجرا مىكنند ، و مكرر ناسخ و منسوخ در يك قضيه به مورد اجرا گذارده مىشود ؛ چه محضرهاى شرعى ، غالبا ترتيب ثبت و ضبطى ندارند . طمعكارى قضات و محررين شرعيات ، و مداخلهء واسطه‌هاى داخلى و خارجى از اولاد و اهل و عيال و رفقا و دوستان ، موجب صدور احكام ناسخ و منسوخ مىشود ، و متداعيين را دچار مشكلات فراوان مىكند ، تا جايى كه گاه دو طرف دعوى ، به حكم عقل ، باهم سازش كرده دعوى را خاتمه مىدهند ، و خود را از شر محاكم شرعيه خلاص مىكنند . . . از كارهاى درخشان ميرزا تقى خان امير كبير در اول سلطنت ناصر الدين شاه ، همين