مملكت عدهيى با نهايت تقوى به خدمتگزارى خلق مشغول بودند .
يك روحانى اصيل و واقعى
ميرزا حسين خان تحويلدار در كتاب جغرافياى اصفهان ، ضمن توصيف طبقات و گروههاى مختلف اجتماعى در اصفهان ، از ملا حسين نائينى به نيكى ياد مىكند و مىنويسد كه وى مدت 60 سال با تقوى و پاكدامنى زندگى مىكرد و تحفه و نياز از احدى نمىپذيرفت . براى امرار معاش ، به دهات اطراف مىرفت ، و از خوشهچينى مقدارى جو دستگيرش مىشد . تمام سال با آن زندگى مىكرد ؛ يعنى شبانهروز ، دوسه سير آن را با سنگ و چوب نيمكوب مىكرد و با آب و نمك در ديزى گلى مىپخت و مىخورد ، و به طلاب علوم مختلف درس مىداد و فيضش به مردم بسيار مىرسيد .
تمام دارايى او دوقران ارزش نداشت . « 1 » ( مقايسه كنيد با حاجى ملا على كنى ، آقاى نجفى ، و حاجى آقا محسن عراقى ) .
غير از ملا حسين نائينى عدهاى ديگر از روحانيان ، باصفا و صميميت ، در راه استقلال و آزادى و بيدارى مردم تلاش مىكردند .
دو روحانى رزمجو
در سال 1241 هنگام جنگ ايران و روس ، كه پيشوايان مذهبى حكم جهاد دادند ، از كاشان نيز به گفتهء نويسندگان آن عصر ، حاجى ملا احمد نراقى كه از تمام علما فضلش زيادتر بود ، به اتفاق حاجى ملا محمد فرزند وى كه او نيز از قدوهء مجتهدين بود ، به تهران آمدند ، و سپس به آذربايجان عزيمت كرده در چمن سلطانيه به اردوگاه ايران پيوستند . « 2 »
ملا احمد نراقى ، متخلص به صفائى ( متوفى به سال 1245 هجرى قمرى ) ، يكى از روحانيان روشنضمير و بيداردل ايران است . از آثار منظوم و منثور او مىتوان به آزادگى و ذوق سرشار او پىبرد . اين ملاى دانشمند ، كه خود اعلم علماى زمان بود ، آشكارا به سالوس و رياى روحانيان حمله مىكند و از جمله مىگويد :
گويى بر زاهد چه حديث مى و معشوق * اين طايفه جز جبه و دستار نخواهند
آنها كه ز خوبان دلشان هست به دامان * صد خرمن گل گلشن و گلزار نخواهند
مال يتيم و رشوه را بخشيدم اى قاضى به تو * من ماندم و يك جرعه مى ، با من در آن غوغا مكن
ريزند اگر در دامنت نقد دو كون و در عوض * خواهند كالاى غمت ، زنهار كاين سودا مكن
از پند بى جا ، واعظ مرا كشت * از من چه خواهى ، اى شيخ گمراه
سوداى جانان از ياد من برد * درس شبانگه ، ورد سحرگاه
ترسم نشده غوره انگور ، خزان آيد * يا مى نشده انگور ، ماه رمضان آيد
هامش
( 1 ) . جغرافياى اصفهان ، پيشين ، ص 68 ( به تصرف ) .
( 2 ) . تاريخ اجتماعى كاشان ، پيشين ، ص 247 .