تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣

تأمين اجتماعى

ملكم مىنويسد : در ايران « اگر شخصى حذاقتى در يكى از صنايع ظاهر كند ، بويهء آن است كه پادشاه يا حاكم ملك او را به زور به كار گيرند ، و بىمزد زير بارش كنند . ظهور قاعدهء جديدى در علوم ، سبب اين مىشود كه شخصى كه مخترع و مبدع آن است در معرض عداوت طبقهء متشرعه درمىآيد . زيرا هرچه بر خلاف فهم ايشان است كفر مىدانند . هر بيچاره‌اى كه دم زند ، عوام را بر وى مىشورانند و با اين موانع ، اسباب ترغيب ، به كلى مفقود است . . . هيچكس به خيال فايدهء عموم ، كارى نكرده است و نمىكند ، و چون ملاحظهء وضع و طرز حكومت شود ، چيزى جز آنچه هست نمىتوان انتظار داشت . . . » « 1 » ملكم ضمن توصيف مقام و موقعيت اجتماعى روحانيان بزرگ مىنويسد : « جمعى از اوباش كلاش و اراذل قلاش خود را در لباس اين طايفه جلوه داده ، و نام سيد و ملا و حاجى بر خود نهاده‌اند ، و كارشان اگر ممكن شود تعدى ، و الا غالبا تكدى است . هرزگى اين جماعت به حدى رسيده است كه هر وقت مردم مىخواهند مثلى از شيطنت و حرامخوارى بزنند ، ضرب - المثل ، حاجى و ملا و سيد است . . . » « 2 » در عهد قاجاريه نيز گاه مسائل و مشكلات فقهى و شرعى از علماى اعلام استعلام و استفتاء مىشده است :

صورت استفتاء

علماى اماميه و فقهاى كرام اثنى عشريه چه مىفرمايند : در اين مسألهء شرعيه كه : شخصى را بعوض يكتوب اطلس ، اطلس مشجر دادهء سربسته به چهل و هشت ذرع ، چون شخص طلبكار از اهل خبره نبود ، هم در ذرع و هم در قيمت ، اختلاف دارد . آيا مىتواند كه جنس مزبور را به صاحبش رد نمايد و قيمت را مطالبه كند . آنچه بيان مسأله است مرقوم و مزين فرماييد . » « 3 »

صدر الممالك در عهد قاجاريه

در يكى از فرامين عهد قاجاريه ، چنين آمده است : « فرمان و الا شد ، آنكه چون خداوند بيچون ، ذات همايون ما را آية وحدت و سايهء رحمت خود كرده ، آثار ربوبيت خود را به وجود فائض الجود ما ، در ساحت گيتى ظاهر . . . افضل اشراف كرام ، علماى اعلام و فضلاى گرامند . . . خاطر همايون به تعيين صدارت اين طبقه . . . تعلق گرفته . . . عاليجاه رفيع جايگاه . . . ميرزا محمد حسين ملا باشى ، كه قدمت خدمت در حضرت سپهر بسيطت دارد . . . و امور متعلقهء علماى اعلام در سر كار و الا به او موكول بود . . . و در اين سال فرخنده فال . . . او را به اعطاء منصب جليل صدارت علماء ممالك محروسه مفتخر داشتيم ، و امور متعلقهء علماى امصار و فضلاى هر ديار را به عهدهء كفايت و حسن كفالت او واگذاشتيم كه سفرا و حضرا . . . ملتزم ركاب مستطاب ما بوده مهام متعلقهء علما را قرين انجام سازد . . . مقرر آنكه علماى اعلام و فضلاى ذوى العز و الاحترام ممالك محروسه ، عاليجاه معزى اليه را صدر الممالك دانسته امور متعلقهء خود را به او رجوع نمايند . . . شرح منشور همايون را ثبت دفاتر خلود و دوام ساخته از شائبهء تحريف محروس دارند و در عهده شناسند . - تحريرا فى شهر رجب المرجب 1250 . » « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 88 - 187 . ( 2 ) . همان ، ص 203 . ( 3 ) . مهدى افشار ، انشاء ( چاپ بمبئى ) ص 30 . ( منشآت ميرزا مهديخان ) ( 4 ) . بررسيهاى تاريخى ، سال پنجم ، شمارهء 5 ، ص 156 به بعد ( به اختصار ) .