تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
امور ايران گشته . نادر مىخواست بزرگان سنى افغان و ديگر اقوام را به سوى خود جلب كند . گذشته از اين ، نادر مىخواست بدين وسيله ، به نفوذ روحانيان شيعه ، كه تكيه‌گاه قوى سلالهء مخلوع صفوى بودند ، ضربه وارد آورد . روحانيان شيعه ، كه در اين قورولتاى حضور داشتند ، جرأت نكردند علنا از مذهب خويش دفاع كنند . ولى مخالفت پنهانى متعصبان شيعه و سنى عليه اين اقدام ، بسيار شديد بود . اتحاد شيعه و سنى كه نادر اعلام نموده بود ، نوزادى بود كه مرده متولد شد و فقط در روى كاغذ باقى ماند ، و نه در ازبكستان و نه در تركيهء ( عثمانى ) مذهب رسمى شيعهء جعفرى را در شمار مذاهب حقه نشناختند . « 1 » تصادم ديگرى كه بين نادر و منافع حياتى روحانيان رخ داد ، عوايد اوقاف بود . نادر پس از پايان كنگره به قزوين آمد ، علما را فراخواند ، و از آنها پرسيد ، عوايد اوقاف به چه مصرف مىرسد . آنها گفتند ، خرج علما و مدارس و مساجد مىشود . . . نادر گفت ، مسلما خدا از مردانى چون شما ناراضى نيست . نزديك 50 سال بود كه مملكت رو به انحطاط مىرفت تا آنكه سربازان فاتح ما وضع را به حال اول بازگردانيدند . اين سربازان علمايى هستند كه ما مديون آنانيم . بنابراين ، عوايد اوقاف بايد به آنها اختصاص يابد . مردم و علما ، خواه‌وناخواه ، اين امر نادرى را نيز گردن نهادند . كريمخان زند ، بر خلاف نادر شاه و آقا محمد خان كه دشمن آسايش و آزادى خلق بودند به سعادت و نيكبختى مردم علاقهء فراوان داشت . به روحانيان ستمگر و مرتجع ميدان نمىداد . و با منطق سادهء خود ، آنان را مجاب مىكرد . در كتاب رستم التواريخ ، از گفتگوهاى او با روحانيان آن دوران ، سخن به ميان آمده است . مؤلف ، در وصف يكى از روحانيان اصيل و پاكدامن آن دوران ، چنين مىنويسد : در عهد كريمخان : مرحوم آقا محمد بيدآبادى به نفس نفيس خود ، به در دكان خباز و بقال و قصاب و علاف و عصار و سبزىفروش مىآمد ، و آذوقه و ما يحتاج خود و عيال خود را به دوش خود گرفته و به دامان خود نهاده و به خانهء خود مىبرد ؛ و در اين باب ، اعانت از كسى قبول نمىكرد ، و جامه‌هاى وى كرباس و پشمينهء كم‌بها بود و به كسب تكمه‌چينى اشتغال داشت ، و خط شكسته را خوب مىنوشت ، و چند دستگاه شعربافى هم داشت ، و قدرى هم زراعت مىنمود . « 2 »

رابطهء آقا محمد خان نسبت به روحانيان

آقا محمد خان با آنكه مردى ممسك ، شقى و بيرحم بود ، ظاهرا نسبت به طلاب علوم دينيه و مشايخ و روحانيانى كه از فرمان او سرپيچى نمىكردند نظرى مساعد داشت ؛ چنان كه بموجب نامه‌يى در مورد شيخ محمد شيرازى ، مقرر داشت : « فرمان والاشد آن كه ، چون همواره منظور نظر حقانيت اثر و مكنون خاطر خطير معدلت‌گستر ، مراعات جانب طلبهء علوم دينيه و سلسلهء عظام و مشايخ گرام بوده و مىباشد ، لهذا از ابتداء از معاملهء هذه السنة لوىئيل ضريب تحويل ( يك كلمه خوانده
هامش
( 1 ) . همان ، ص 636 . ( 2 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 407 .