تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩

وضع علم و علما در اواخر صفويه

« از اواخر عهد صفويه ، معلومات عمومى در ايران و حوزه‌هاى اجتهادى بس محدود شد . و در دورهء نادر و زنديه هم منظما آن حال وقفه و انحطاط رو به ازدياد رفت . علل چندى ، كه اهم آن ناامنى بود ، كمك عجيبى به نقص علم كرد . و اين وضع گويى در ممالك مجاور هم در آن عهد ، مانند ايران ، عموميت داشته ، حتى آنگاه كه نادرشاه مجتهدين و مفتيان ايران ، قفقاز ، تركستان ، افغان ، عراق و هند را در سال 1156 ه . ق . در عراق جمع كرد و آنان گروه انبوهى شدند و دورهم گرد آمدند ، انسان از مذاكراتشان پى مىبرد كه تا چه اندازه معلومات و اطلاعاتشان سطحى و بيعمق بوده . بعلاوه ، اسامى تمام آنها به ما رسيده و در ميانشان مرد بارزى در علم نمىبينيم . جلو افتادن اخباريين هم بيشتر كمك به وقفهء علمى و بيذوقى كرد . . . در آخر قرن دوازدهم ، بيش از سه قرن مىشد كه ايرانيان در مهد تشيع تربيت يافته بودند . . . در چنين موقعى ، شيخ احسائى به ايران آمد و زبان به عرفان گشود و پرده از روى جملات مشكل برداشت . » « 1 »

يك روحانى نيكنهاد در قرن دوازدهم هجرى

نادر پس از شكست دادن اشرف افغان ، به كاشان آمد و با استقبال مردم ، به رهبرى ميرزا ابو القاسم شيخ الاسلام كه مردى دانشمند و سخنور بود ، روبرو گرديد . « نادر كه با پيشوايان روحانى شيعه ميانهء خوشى نداشت ، چنان شيفتهء اخلاق و گفتار و عقايد شيخ الاسلام گرديد كه كاشان را از تحميلات جنگى و اردوكشى و حتى پرداخت ماليات هم معاف نمود ، اهالى از دست‌اندازى سپاهيان محفوظ ماندند . اما كوى يهوديان ، به گفتهء بابايى فرهاد ، مورد تجاوز قرار گرفت و مأمورين نادر به خانه‌ها ريخته جزيهء گزافى مطالبه نمودند . و چون پول رايج هم به نام اشرف افغان سكه خورده بود و بعد از شكست او ارزش خود را از دست داده بود و با آن دادوستد نمىشد ، ناچار يهوديان معادل پانصد تومان از بازرگانان هندى مقيم كاشان وام گرفته براى نادر كه در خانهء شيخ الاسلام بود بردند ، و اظهار كردند كه ما از جان و دل مسلمان شده‌ايم . نادر از اين بيان خوشحال شده به آنها مباركباد گفت و پانصد تومان جزيه را رد كرد ، و نپذيرفت ، بلكه به رؤسا و كدخدايشان خلعت هم بخشيد . پس از آنكه نادر راه شيراز پيش گرفت ، شيخ الاسلام به دعوت او عازم اصفهان شد . چون در اردوگاه به خدمت نادر رسيد ، وضع متزلزل يهوديان كاشان را تشريح كرد و حكم آزاد گذاردن آنها را در اختيار مذهب خود ، از نادر گرفت ، و تسليم نمايندگانشان كه همراه او رفته بودند نمود ، و بر اثر آن سيزده كنيسهء يهود را بعد از هفت ماه كه بسته بود دوباره گشودند ، و مشغول اجراى مراسم مذهبى خويش گرديدند . بابايى فرهاد از اقدام آزاديخواهانهء شيخ الاسلام كاشان ، و همچنين ملا محسن فيض سپاسگزارى بسيار نموده و دعا و ثناى جامعهء يهود را دربارهء آنها چندين بار تكرار مىكند . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . مرتضى مدرسى چهاردهى ، شيخيگرى و بابيگرى ، ( از نظر فلسفه ، تاريخ و اجتماع ) ، ص 79 . ( 2 ) . تاريخ اجتماعى كاشان ، پيشين ، ص 148 ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 489 | مرتضى راوندى