تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
بهره‌بردارى مىكردند ، و اين سياست تا پايان قدرت شاه سلطان حسين كمابيش رعايت مىشد .

ملاقات شاه عباس دوم با محمد محسن فيض

شاه عباس دوم ، در يكى از سفرهاى خود به كاشان ، راه قمصر پيش گرفت . چون روحانى بزرگ ، مولانا محمد محسن فيض نيز در كاشان بود ، به حكايت عباسنامه ( ص 325 ) شاه دوبار به ملاقات او رفت : « چندروز قمصر ، مقر رايت نصرت آيات گشته ، چون مولانا محمد محسن فيض كاشانى نيز در قريهء مزبور مىبودند دو نوبت كلبه‌افروز جناب آخوندى گرديدند . . . » « 1 » « پس از شاه عباس دوم ، ظاهرا بعضى از روحانيان متملق ، مقام روحانيت را به جانب ابتذال و پستى سوق دادند تا جايى كه پس از مرگ شاه عباس دوم ، شيخ الاسلام وقت يعنى رئيس روحانيان ، پس از نطقى تملق‌آميز به مناسبت جلوس شاه صفى ، خود را با صورت بر زمين افكند و درحالىكه زانو به زمين زده بود ، به شاه جديد تهنيت گفت و ديگران از او پيروى كردند . » « 2 »

نمونه‌اى از فتاوى علماى ايروان ( در قرن 11 هجرى )

فتوى شيخ الاسلام ايروان بين 1621 - 1622 ميلادى : « چه مىفرمايند علماء اماميه و فقهاء اثنى عشريه - ابدت ايام افاداتهم بين البريه - در بيان اين مسأله كه : هرگاه مهديقلى جديد الاسلام فوت شود ، از سر پسرى شاه نظر اسلامى و از نوادگان پسرى اسلاميه ، هن مريم و فاطمه بنتان ذكرياء ابن مهديقلى مذكور ، و الحاله هذه بمؤداى كل اقرب يمنع الا بعد ، بعد از اخراج ما يجب اخراجه عن المتروكات ، متروكات مهديقلى مذكور آيا مخصوص شاهنظر مذكور است يا نه ؟ بينواتوجزوا . هو العالم ، عزنوره . بلى مخصوص شاهنظر مذكوره است . اللّه اعلم ، حرر العبد - نقش مهربندهء شاه ولايت . غير از اين فتوى كه در سنهء 1030 نوشته شده است ، فتواى ديگرى را نيز نقل مىكنيم : ايضا بيان فرماييد علماء انام - ابدت ايام افاداتهم بين الكرام - در بيان اين مسأله كه هرگاه بابا ذمى فوت شود ، از سر دو برادرزادهء مسلمان و برادر كافر و پسران كافرين - و الحاله هذه كفار ممنوع از ارث ذمىاند يا نه ؟ بينواتوجزوا . هو العالم ، عزنوره . بلى باوجود وارث مسلمان ، كافر از ارث ممنوع است . اللّه اعلم . حرر العبد - مجل مهر . » « 3 » باوجود نارسائى عبارات به نقل دو نمونه از فتاوى مبادرت كرديم . در كتاب روضة الصفا ، ضمن توصيف مسافرت شاه عباس صفوى به مشهد ، و حركت او به عزم تسخير هرات و مقابله با دين محمد خان اوزبك ، از مظالم و بيدادگريهاى ازبكان در مشهد ، و خطهء خراسان و همكارى پيشوايان دين با آن جماعت خونخوار و غارتگر ، سخن مى - گويد و از جمله مىنويسد :
هامش
( 1 ) . آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز ، پيشين ، ص 68 . ( 2 ) . كمپفر ، انگلبرت ، در دربار شاهنشاه ايران ، ترجمهء كيكاوس جهاندارى ، ص 48 . ( 3 ) . متن فارسى فرامين ، پيشين ، ص 1959 و 496 .