تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
دادگسترى و تمام صاحبمنصبانى كه زيردست او هستند درس مىدهد . شيخ الاسلام نيز در تمام كشور جانشينانى دارد كه به اتفاق جانشينان صدر دوم ( صدر الممالك ) ، به تنظيم قراردادها و اجاره‌نامه‌ها مىپردازند . چهارمين شخصيت روحانى كشور ، قاضى ناميده مىشود كه بعد از شيخ الاسلام ، دومين صاحبمنصبى است كه مأمور رسيدگى به دعاوى مدنى و شرعى مىباشد . قاضى نيز مثل شيخ الاسلام به دعاوى مردم رسيدگى مىنمايد ، و داراى همان امتيازاتى است كه شيخ الاسلام دارد . قاضى ، دو جانشين دارد كه به دعاوى و اختلافات كوچكى كه در قهوه‌خانه‌ها پيش مىآيد رسيدگى مىكند . علاوه بر چهار شخصيت روحانى مذكور ، پيشنماز ( امام جماعت ) نيز از تمام امتيازاتى كه چهار شخصيت سابق الذكر داشتند ، بهره‌مند مىشود . كار او غير از امام جماعت بودن ، عبارت است از رسيدگى به كار ختنه ، تشريفات عروسى ، مراسم عزا و به خاك سپردن اموات . اين مقام علوم معقول و منقول را هردو تدريس مىكند . » « 1 » محمد باقر مجلسى ( روحانى معروف عهد صفويه )

پيشوايان دين

در دوران حكومت صفويه ، جز در دورهء قدرت شيخ صفى ( 735 - 650 ه . ق ) كه مردى آزاده و روشن‌ضمير بود ، ساير رؤسا و زمامداران اين خاندان مردمى متعصب و جاه طلب و خون‌آشام بودند . شاه اسماعيل ، چنان كه ضمن تاريخ زندگيش ديديم ، حتى به اندرز روحانيان شيعى مذهب وقعى ننهاد ، و با آنكه اكثريت قاطع مردم تبريز پيرو آيين تسنن بودند ، با كشتن بيست‌هزار تن از پيروان سنت و جماعت و با ايجاد حكومت ترور و آدمكشى ، مردم را محكوم به قبول آيين تشيع نمود . به همين مناسبت ، در دوران حكومت شاه اسماعيل و در عهد سلطنت 53 سالهء شاه طهماسب ، كه مردى جامد و متعصب بود ، بازار عقل و استدلال و اجتهاد رو به كساد نهاد و فقط روحانيان نوكرمنش و دنياپرست ، با دستگاه حكومت ، همكارى
هامش
( 1 ) . سفرنامهء سانسون ، ترجمهء دكتر تقى تفضلى ، ص 43 - 38 ( به اختصار ) .