مدرسهء بخارا در دسترس ما گذاشته ، مىنويسد : « در مدرسهء بخارا هشتاد حجره وجود دارد ، و در هر حجره سه يا پنج طلبه زندگى مىكنند . از وضع مؤسسه علمى سمرقند ، از تاريخ تأسيس تا قرن شانزدهم ميلادى اطلاعى نداريم ، ليكن موقعى كه به تاريخ مدرسهء سمرقند در قرن يازدهم ميلادى مراجعه مىكنيم ، به خوبى درمىيابيم كه خود الغ بيگ در آن مدرسه تدريس مىكرده است . مىگويند ، اولين مدرس مدرسهء سمرقند ، مولانا محمد خوافى ، آمادگى خود را جهت تدريس به الغ بيگ اعلام كرد ، ولى الغ بيگ با توجه به وضع پريشان و لباس ژندهء وى به ادعاى استاد مشكوك شد ، و از وى سؤالات مختلفى نمود ، و چون به عمق اطلاعات او واقف شد ، دستور داد او را به حمام بردند و لباسهاى فاخر بر تن او كردند و در روز افتتاح ، مولانا خوافى با حضور نود تن از دانشمندان سمرقند و ساير بلاد ، اولين جلسهء تدريس را افتتاح كرد . از دانشمندان حاضر در مجلس ، فقط قاضى زادهء رومى و الغ بيگ توانستند به سختى دنبالهء مطلب را بگيرند . الغ بيگ ، با خانقاههاى دراويش مخالف نبود ، ولى از ولخرجى در امر اوقاف و خانقاهها جلوگيرى مىكرد . » « 1 »
مردم روشنضمير از خوردن مال وقف دورى مىجستند
« مولانا حاجى محمد فراهى را رحمت اللّه عليه زهد و تقوى و ورع به مرتبهاى بود كه از ايشان منقول است كه چون در مدرسهء نظاميه ديد كه فرزندانش از مال وقف طعام مىخورند ، نگران و برآشفته شد و گفت : « اى دريغ و افسوس از زحمتهاى من كه در پى شما ضايع شد . من خيال مىكردم و اميدوار بودم كه خانهء ضمير شما از چراغ علم و معرفت نورانى شده باشد . . . باطن شما ، خود از دود طعام وقف ، تيره و سياه شده . شما طعام وقف مىخوردهايد و در پى علم رنج بيهوده مىبردهايد . و اين بيت را خواند :
فقيه مدرسه دى مست بود فتوى داد * كه مى حرام ، ولى به ز مال اوقاف است . » « 2 »
مقامات روحانى در عهد صفويه
مينورسكى ضمن تعليقاتى كه بر تذكرة الملوك نوشته است ، مىگويد : « نظر سلاطين صفوى در برابر نفوذ مذهب و مقامات دينى ، اين بوده است كه با افزودن تعداد محاكم عرف و ايجاد اغتشاش و بينظمى در قضاى شرع ، و در تحت سلطهء ظاهرى و دنيوى در آوردن پيشوايان اسلامى ، از فعاليت آنان بكاهند . شغل ملا باشى را شاه سلطان حسين به محمد باقر مجلسى داده بود و سمت رسمى مجلسى در زمان شاه سليمان ، همان مقام شيخ الاسلامى بوده است . در كتاب جديد - الاكتشاف موسوم به كتاب نادرى ، تأليف محمد كاظم ، مسطور است كه عبد الحسين - ملا باشى را شب پيش از انتخاب نادر به سلطنت ، كشتند ؛ زيرا از زبان وى نقل شده بود كه « همه طرفدار سلسلهء صفوى هستند . » و نادر به جاى وى ، ملا على اكبر را ، كه در هيئت سفارت مأمور قسطنطنيه عضويت داشت ، منصوب ساخت .
وظايف صدور در دوران سلطنت سلاطين صفويه ، دستخوش تغييراتى شگرف گرديد .
در عالمآرا ، ص 107 ، وظايف صدور به اين شرح خلاصه شده است : « آنها بايد سادات و
هامش
( 1 ) . ترجمهء تاريخ الغ بيگ و زمان وى ، پيشين .
( 2 ) . بدايع الوقايع ، پيشين ، ج 2 ، ص 921 .