وضع ناگوار روزگار از خود ظاهر ساختهاند .
مطايبات عبيد زاكانى همه نمايندهء اين حس ، و تدوين آنها از جانب آن منشى زبردست لطيف طبع بيشتر براى رساندن احوال خراب آن ايام ، و خوشوقت كردن اندوه ديدگان بود ، و گويى عبيد در اين عمل براى خود و امثال خود تشفى خاطر و تسلى دلى مىجسته است .
حملهء معاصر ارجمند او ، حافظ به زهد و ريا و سالوس و طامات و شطحيات ، و خاك ريختن او بر سر اسباب دنيوى ، و خللپذير شمردن هر بنا به جز بناى محبت ، و فروختن دلق خود به مى ، و در گرو دادن دفتر خود به صهبا و شستن اوراق درس به آب عشق ، همه از همين قبيل انتقادات است ؛ اما به زبانى ديگر . . . « 1 »
داستان شيرين « موش و گربهء » عبيد ، كه حاكى از رياكارى و زاهد و عابد شدن گربهء بيرحم و سفاكى است ، در واقع اشاره به وضع اجتماعى عصر عبيد است ، به عقيدهء استاد فقيد عباس اقبال :
خم شكستن و تعصب ورزيدن و دست بيعت دادن به بازماندگان خاندان خلافت عباسى در مصر و ساير رياكاريهاى پادشاهى مانند امير مبارز الدين محمد مظفرى با وجود سفاكى و ظلم و جور و حيله و تزوير ، بعيد نيست كه ذهن لطيف عبيد را متأثر ساخته و زبان او را با نظم داستان « گربه و موش » به انتقاد و تخطئهء آن روش زيانآميز ، واداشته باشد : چه درك توفير بين دو رسم متضاد ، يكى خونريزى بيباكانه و ظلم و ريا و ضبط مال و منال مردم ، ديگرى جهاد در راه خدا و اختيار لقب « شاه غازى » براى صاحبان ذهن صافى و ارباب ذوق سليم ، بسيار مشكل و محال است كه ايشان را به اعتراض و انتقاد وا ندارد . « 2 »
گربه آن موش را بكشت و بخورد * سوى مسجد بشد خرامانا
گربه مىكرد توبه در مسجد * با كريم و نديم سبحانا
در مكر و فريب باز نمود * تا به حدى كه گشت گريانا
عبيد در جاى ديگر ، در وصف شيخان بيمايه ، مىنويسد :
شيخ شرف الدين درگزينى از مولانا عضد الدين پرسيد كه خداىتعالى شيخان را در قرآن كجا ياد كرده است ؟ گفت : پهلوى علما آنجا كه مىفرمايد :
« قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ . »
« 3 »
به قول استاد زرينكوب ، در عصر حافظ :
« . . . صوفى هم مثل حكيم است ، سرگشته و آكنده از دعوى و غرور « لقمهء شبهه » را با ذوق و رغبت يك « حيوان خوشعلف » مىبلعد ، اما يك بند ، از زهد و طامات حرف مىزند و از معرفت و وصال حق . حتى فقيه ظاهرپرست ، كه مال اوقاف را مثل مال يتيمان با اشتهاى تمام مىخورد ، اگر يكلحظه عقل مصلحتبين را جواب
هامش
( 1 ) . كليات عبيد زاكانى ، پيشين ، مقدمه ، ص 38 تا 40 .
( 2 ) . همان ، ص 35 .
( 3 ) . همان ، ص 274 .