ارزش علما نزد مردم و سلاطين
« بعد از آنكه غزالى از لشكرگاه تروغ به طوس برگشت ، جمله اهل طوس ، به استقبال وى شدند ، و آن روز جشن عظيم ساختند و نثارها كردند . سنجر از شكارگاهى كه كرده بود شكارى را پيش غزالى فرستاد . غزالى در مقابل ، كتاب نصيحة الملوك را كه تصنيف كرده بود به سنجر هديه نمود . » « 1 »
با تمام احترامى كه روحانيان در بين عامهء مردم و طبقهء حاكم داشتند ، در طى قرن پنجم و ششم كه بازار تعصبات و اختلافات مذهبى رواجى تمام داشت ، گاه افرادى از طبقهء روحانيان كه با يكديگر و يا با امراء و سلاطين ، همعقيده نبودند ، مورد هتك حرمت قرار مى - گرفتند ، و گاه از طرف زورمندان زمان ، محكوم به « نفى بلد و حبس و شكنجه و الزام ترك عقيده و امثال اين امور نيز مىشدهاند . . . و حتى ممكن بود در گيرودار اختلافات مذهبى ، عوام دستهء مخالفان ، به جان و مال و خان و مان علماى مخالف ، دستدرازى كنند . » « 2 »
غزالى بر روى هم روحانى حقيقتجو و اصلاحطلبى بود . او در كيمياى سعادت ، به روحانيان نوكرمآب و دنياپرست مىتازد و آشكارا مىنويسد : « علما كه به نزديك سلطان مىشوند ، ضرر ايشان بر مسلمانان بيشتر است از ضرر مقامران ، ( وهب بن منيه ) . در جاى ديگر ، از قول فضيل مى - نويسد : « چندان كه عالم به سلطان نزديك مىشود ، از خداى تعالى دور مىشود . » « مرد باشد كه با دين درست در نزديك سلطان شود و بىدين بيرون آيد . » [ ابن مسعود ] « هر دل كه به ديدار ظالم مشتاق بود ، از نور مسلمانى خالى باشد . » [ كيمياى سعادت ] .
ولى همهء ارباب علم و قلم ، با غزالى و همفكران او همداستان نبودند ؛ چنان كه جاحظ در كتاب تاج مىنويسد : بر دانشمندان واجب است كه به تعظيم پادشاهان قيام كنند ، و به تكريم ايشان بكوشند و به سپاسگزاردن و تفخيم آنها همت گمارند ؛ زيرا كه پروردگار جهان ايشان را به كرامت خود مخصوص كرده است ، و از قدرت خود شمهاى به ايشان عطا فرموده . . .
و ما را نيز به فرمانبردارى و فروتنى نسبت به ايشان امر فرموده است . چنان كه در قرآن حكيم وارد است كه : هموست خداوندى كه در گيتى نمايندگانى برگزيده و برخى از شما را بر بعضى ديگر برترى داده است . و نيز فرموده است : خدايرا بپرستيد و پيمبران را مطيع باشيد ، و فرمانروايان خود را فرمانبردارى كنيد .
( وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ) .
« 3 »
تنها حجة الاسلام غزالى نبود كه مىگفت : « مگس بر نجاست آدمى نيكوتر از آنك علما بر درگاه سلطان . » جلابى در كشف المحجوب نيز از قول يحيى بن معاذ الرازى مىنويسد :
« اجتنب صحبة ثلثة اصناف من الناس ؛ العلماء الغافلين و الفقراء المداهنين و المتصوفة الجاهلين . » اما علماء غافل آنان باشند كه دنيا را قبلهء دل خود گردانيده باشند ، و از شرع آسانى اختيار
هامش
( 1 ) . مجموعهء مقالات عباس اقبال ، به اهتمام دبير سياقى ، ص 869 .
( 2 ) . كتاب النقض ، ص 486 و 488 ؛ و حواشى لباب الالباب ، ج 2 ، ص 354 ( به نقل از : تاريخ ادبيات در ايران ، ج 2 ، ص 160 ) .
( 3 ) . ص 2 .