تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
مجتهدين بر روى مردم شيعى مذهب ايران كنونى دارند . . . بسيارى از مؤلفين دوران اسلامى قرون وسطى ، خود از روحانيان و قضات دينى بودند و بنابراين ، طبيعى است كه تا حدى از سامانيان جانبدارى كرده و جانب بيطرفى را نگاه نداشته‌اند . » « 1 » « فراى » در كتاب بخارا مىنويسد : « پيشوايان روحانى اهل تسنن در بخارا نفوذ و قدرت خاصى داشتند ، زيرا پيشوايان اهل تسنن بودند كه نخستين بار امير اسماعيل را به بخارا خواندند . . . فقهاى شهير و نامدارى در اين دوره ظهور كردند و هريك از آنان پيروان و شاگردانى داشت . آراء عمومى نقش بزرگى در تصميمات قضائى بازى مىكرد ، و شكى نيست كه اغلب اوقات اين آراء عمومى از طريق عدالت و انصاف دور بود ، اما عقيدهء فقها و علماى دينى به صورت يكى از نهادهاى جامعه درمىآمد كه با حكومت غير روحانى كوس برابرى مىزد . در دورهء سامانيان ، كارداران دولت و علما ، معمولا همكارى نزديكى داشتند ؛ گرچه مردم كم‌كم ، پيشوايان روحانى را حاميانى در مقابل ظلم و جور حكومت تصور مىكردند . هنگام شورشهاى عمومى و تظاهرات مردم ، نيز حكومت وقت نمىتوانست پيشوايان دينى را پشتيبان مطمئنى براى خود تصور كند . . . بسيارى از علماى دينى رغبتى به قبول منصب قضا نشان نمىدادند ، و حتى وقتى به چنين مقاماتى كه انتصاب آن ، از طرف مقامات غير روحانى به عمل مىآيد ، منصوب مىشدند ، از قبول آن عذر مىخواستند . . . » « 2 » دلايلى در دست است كه گاه روحانيان بنحو جدى ، از حكومت سامانيان حمايت نمىكردند . « هلال صابى تلاش حكومت سامانى را ، به منظور تحريك مردم بر ضد قراخانيان در تاريخ خود ، از زبان شخصى كه خود شاهد وقايع بوده آورده است ، و بىمناسبت نيست كه در اينجا نقل شود : وى گفت : « من به هنگام ورود سپاهيان خان در بخارا بودم . خطباى سامانى در مساجد بالاى منبر رفتند و مردم را تشويق كردند كه به حمايت از سامانيان به عنوان سپاهى ، نام‌نويسى كنند : بر شما معلوم است كه ما چه رفتار شايسته‌اى داشتيم و روابط ميان ما و شما چقدر صميمانه بود . دشمن امروز ما را تهديد مىكند ، و وظيفهء مسلم شماست كه به يارى ما برخيزيد ، و از جانب ما بجنگيد . پس ، از خدا مدد بخواهيم . . . اكنون اغلب مردم بخارا و نيز ماوراء النهر مسلحند . وقتى مردم اين سخنان را شنيدند ، از باب جهاد با فقها به مشورت پرداختند . فقها مردم را از اين كار منصرف كردند و گفتند : « اگر پيروان خان با شما اختلاف مذهب داشتند ، در اين‌صورت ، جهاد با آنان لازم و وظيفهء شما بود ، اما در جايى كه موضوع كشمكش دنيوى است هيچ مسلمانى حق ندارد كه حيات خود را به مخاطره اندازد و خود را در معرض خونريزى قرار دهد . اين مردم ( يعنى دشمنان ) خوشرفتار و راست‌آيينند ، و بهتر است از جدال اجتناب كنيد . » اين يكى از علل عمدهء پيروزى قراخانيان ، و انهزام سامانيان و انقراض امپراتورى آنان بود . » « 3 » بعضى از خاندانهاى روحانى در منطقهء نفوذ خود ، قدرت سياسى را هم در دست
هامش
( 1 ) . بخارا ، پيشين ، ص 76 - 75 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان ، ص 11 - 110 ( به اختصار ) . ( 3 ) . همان ، ص 205 - 204 ( به اختصار ) .