ماليات كسبه و تجار
هانرى رنه دالمانى ، كه در آغاز نهضت مشروطيت به ايران آمده است ، در سفرنامهء خود ، راجع به كيفيت اخذ عوارض و ماليات از كسبه و تجار مىگويد :
« مالياتى كه از كسبه و تجار و صنعتگران گرفته مىشود از روى اصول و نظم و ترتيب نيست ، و غالبا مؤديان با رشوهدادن به تحصيلداران ، از تأديهء آن معاف مىگردند .
سابقا قرار بر اين بوده كه صدى بيست عايدات از تجار و كسبه و صنعتگران گرفته شود ، ولى امروز ، قانون معينى در كار نيست و حكام هم به انواع حيل متوسل مى - گردند تا كمبود ماليات را جبران كنند . مثلا در بازار نزاعى به راه مىاندازند ، و مأمورين حكومت ، اشخاص ثروتمند را دستگير مىكنند و با گرفتن مبالغ زيادى آنها را آزاد مىنمايند ؛ و اگر در دادن پول تعلل نشان دهند ، با چوب و فلك از آنها مىگيرند . ديگر از وسايل ابتكارى آنها اين است كه با فواحش سازش مىكنند و اگر احيانا ثروتمندى خواست تعيشى بكند ، فواحش به مأمورين اطلاع مىدهند ، و مأمورين هم بموقع مىآيند و بعنوان عملى غيرمشروع شخص ثروتمند را دستگير مىنمايند . آنشخص هم براى حفظ آبروى خود ، مبلغ معتنابهى به آنها مىپردازد و بدين طريق ، سكوت آنها را خريدارى مىكند . « 1 »
ماليات جديد پيشهوران
كاساكوفسكى مىنويسد : « در تاريخ 24 / 6 / 1275 ، فرمانفرما حكمران جديد تهران ، تصميم گرفت بر خلاف گذشته از هر دكاندارى در ماه مبلغ سى شاهى الى دو قران ماليات قانونى را به پول نقره دريافت دارد . دكانداران و پيشهوران به صدراعظم شكايت كردند ، و او دستور داد كماكان ماليات را به پول سياه بپردازند . » « 2 »
شكايت اهالى اصفهان از ظل السلطان
در اين تلگراف ، كه خطاب به آقاى امين دار الضرب نوشته شده ، از تعديات شاهزاده ظل السلطان شكايت شده است . امضاكنندگان مىنويسند : « در اين مشروطه ما تجار از مال و اعتبار افتاديم . هر روز دكاكين بسته مىشود ؛ بقدرى ضرر به عموم مىخورد كه اندازه ندارد . با اين قسم عوايق ، چگونه مطالبات ما وصول مىتواند شد . يكطرف اموال ما را در راه مىبرند ، يكطرف در شهر مىخورند . مرحمت فرموده عين عرايض ما را به مجلس و وزارت داخله برسانيد ، و كسب تكليف فرماييد . ملت از دست رفت ، دولت از استبداد ضعيف شد تا زود است جلوگيرى نمايند . - ملك - التجار ، حاجى محمد حسين كازرونى و 6 نفر ديگر ، يازدهم رجب 1325 . »
كسبهء دورهگرد :
هانرى رنه دالمانى ، ضمن مسافرت به اصفهان ، از دستفروشان دورهگرد نام مىبرد و مىگويد : « آنان مصنوعات كمدوام ارزان قيمتى را به روى دست و يا دوش
هامش
( 1 ) . سفرنامه از خراسان تا بختيارى ، پيشين ، ص 48 - 47 .
( 2 ) . خاطرات كاساكوفسكى ، پيشين ، ص 88 ( با تصرف ) .