تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
قبلا براى اروپاييان خدمت كرده‌اند و بيش از رقباى ايرانى خود بهداشت را رعايت مىكنند ، معرفى شوند . » « 1 » براى آنكه خوانندگان بدانند تا حدود نيم‌قرن پيش اكثريت مردم در زير پنجه بىرحم دلاكها چه رنج عذابى تحمل ميكردند عين دلاكيه عارف ( تهران 1345 ) را كه راه و رسم دلاكى را به خوبى توصيف كرده است نقل مىكنيم .
رفت يك مردى كه بتراشد سرش * در بر دلاك از خود خرترش لنگ در زير زنخ انداختش * تيغ اندر سنگ روئين آختش بر سرش پاشيد آب قمقمه * او نشسته همچو سلطان جمجمه پس به . . . خويش ماليد آينه * گفت خوش‌بين باش به زين جاى نه تيغ را ماليد بر قيشى كه بود * پيش تخمش در ركوع و در سجود تيغ خود را كرد تيز آن دل دو نيم * گفت بسم الله الرحمن الرحيم آن سِر بىصاحب بدبخت را * يا سر چون سنگ خارا سخت را كرد زير دست و ماليدن گرفت * بعد از يك‌سو تراشيدن گرفت اولين بارش چنان ضربى به سر * زد كز آن ضربت دلش را شد خبر گفت آخ استاد ببريدى سرم * گفت راحت باش تا من سرورم پنبه مىچسبانمش تا خون ريش * از سر خونين نريزد روى ريش پنبه مىچسباند يك لختى دگر * بر سر لختش زدى ضرب دگر باز فرياد از دل پرخون كشيد * تا بجنبد چند جا را هم بريد هى بريدى آن سر ، هى از جيب خويش * پنبه مىچسباند بر آن زخم ريش پوست از آن سر ، همه تاراج كرد * صفحه سر دكهء حلاج كرد

دكانهاى دلاكى پاريس :

حاج پيرزاده ، كه در عهد ناصر الدين شاه پاريس را ديده است ، در مورد دكانهاى سلمانى مردانه و زنانه آن شهر چنين مىنويسد : « دكانهاى دلاكى بسيار پاك و پاكيزه است . ديوار اطراف دكان تماما آيينه‌هاى قدى است . زمين دكان از مرمر سفيد صيقلى است ، و ميزها و صندليهاى اعلا در دكان گذارده‌اند . هواى دكان ملايم و گرم است . قطيفه و دستمالهاى كتان سفيد اعلا ، در دولابها گذارده‌اند . يك طرف دكان سه سنگاب از مرمر ساخته‌اند و بالاى سنگابها هركدام يك شيرى مفضض به ديوار نصب نموده‌اند ، و هركدام شيرها جداجدا آب گرم و ملول ( ملايم ) دارد . بعد از اينكه دلاك سر را مقراض كرد و صورت را تراشيد و صابونها و عطرها به صورت ماليد ، آن شخص را ، دلاك مىآورد پيش سنگاب و باز از آب ملول سر و صورت را مىشويد . . . با دستمال كتان خشك مىكند و گلابها و عطرها به روى آن شخص مىزند ، و زنى لباس شخص را با ماهوت پاك‌كن پاكيزه و تميز مىكند . بعد از آن ، بايد 5 قران به صاحب دكان و انعامى به آن زن داد . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ( به اختصار ) . ( 2 ) . سفرنامهء حاجى پيرزاده ، پيشين ، ص 65 - 264 ( به اختصار ) .