با دستگاه فتوت و طريقهء « جوانمردان » از خيلى قديم ارتباط داشته است . از قديميترين مواضعى كه به وجود اصناف و طبقات آنها اشارت رفته است ، رسائل اخوان الصفاست . به اقتضاى رسوم فتوت و جوانمردى ، افراد هر صنف از قديم در غم و شادى يكديگر شريك بودهاند ؛ مثلا در مراسم عروسى و تعزيهء اعضاى صنف ، همدردى و همكارى جوانمردانه در حق يكديگر روا مىداشتند .
هر صنفى نسبت به صنف ديگر ، نوعى رقابت و همچشمى داشته است . مطابق نقل ابن بطوطه ، در شيراز و اصفهان بين صنوف اختلاف و رقابت وجود داشته . در عهد صفويه و قاجاريه ، هريك از صنوف رئيسى داشتند كه او را كدخدا ، يا « باشى » مىناميدند ، و غالبا بطور انتخابى و گاه بطور ارثى تعيين مىشد ، و او به كمك ريشسفيدان صنف ، در توزيع ماليات و رفع اختلافات جزئى و عادى بين افراد صنف اهتمام مىنمود . عضويت در هر صنف غالبا موكول به طى دورهء شاگرى و نيل به مرحلهء استادى در صنعت و پيشهء خاص آن صنف بود ، و گاه با گذراندن امتحان و دادن وليمه ، انجام مىشد . عضويت در بعضى اصناف ؛ مثلا قصاب و قناد و ارسىدوز در اصفهان ، جز با رضايت اكثريت افراد يا ريشسفيدان صنف و يا خريدن حق بنيچهء يكى از اعضاى صنف ممكن نبود .
در عهد صفويه ، غالب اصناف ناگزير بودند مدت يا نوبت معينى ، براى سلطان به بيگارى بپردازند . شاردن مىنويسد : آنهايى كه از بيگارى معاف بودند ، در عوض وجهى به نام خرج شاه مىپرداختهاند . با اينحال ، در عهد صفويه ، بعضى اصناف ، مانند طبيب ، غسال ، گوركن ، مطرب ، حمامى ، سلمانى ، حجام ، ماما ، روضهخوان ، معركهگير ، و درويش از تأديهء ماليات معاف بودند . اصناف در اجراى مراسم عيد قربان و اقامهء تعزيهء عاشورا و تشكيل تكيهها همكارى مؤثر داشتند .
در انقلاب مشروطيت ، اصناف تهران و ولايات از عوامل بسيار مؤثر بودند ، و انجمن اصناف تهران كه از قريب 70 صنف مختلف ( مانند خباز ، آهنگر ، زرگر ، نجار ، خياط ، خراط ، بزاز ، رفوگر ، عبادوز ، قلابدوز ، شيشهبر ، حلبىساز ، بلورفروش ، دواتگر ، قصاب ، دباغ ، مرغفروش ، بقال ، آجيلفروش ، علاف ، رزاز ، علاقهبند ، يراقباف ، يراقدوز ، مقنى ، معمار ، فخار ، تيرفروش ، كاشىپز ، كوزهفروش ، نعلبند ، عطار ، سقطفروش ، نفتى ، صابونفروش ، كفشدوز ، پارهدوز ، گيوهدوز ، جورابدوز ، كلاهدوز ، كلاهمال ، پوستدوز ، چادردوز ، كبابى ، كلهپز ، آشپز ، خرازىفروش ، ساعتساز ، يخدانساز ، سراج ، كالسكهساز ، قدارهساز ، لباف ، تركشدوز ، پالاندوز ، عصار ، شماع ، صحاف ، كتابفروش ، كاغذفروش ، كهنهفروش ، مذهب ، تفنگساز ، مسگر ، ريختهگر ، حلاج ، سمسار ، لحافدوز ، كهنهدوز ، قهوهچى ، حمامى ، سلمانى ، ميراب ، آببند ، يخچالى ) تشكيل مىيافت در مبارزه با استبداد و مطالبهء مشروطيت و مجلس عدالت به همراهى و پشتيبانى علماى آزاديخواه تهران ، مجاهدت بسيار كرد و در تحصن سفارت انگليس ، پيمان دستهجمعى به ادامهء مبارزه ، امضا كردند . در مجلس اول ، كه انتخابات صنفى بود نيز وكلاى مبرز و شجاع و دلسوز و سادهاى از بين ريشسفيدان اصناف به مجلس آمدند كه از آن ميان ، نام مشهدى باقر بقال و ميرزا محمود كتابفروش و آقا سيد حسين چراغچى معروف به مدير الاسلام درخور ذكر است .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 415
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤١٥