تفنگهاى خوب براى اشراف درست مىكردند . ديگر جماعت چخماقساز كه مدتها كارشان رواج داشت . ديگر جماعت صندوقساز كه صندوقهاى بزرگ و كوچك مىساختند كه روكش آنها حلبيهاى مشجر بود . و ديگر جماعت مجرىساز ، قوطىساز ، حلبىساز ، نىپيچساز قليان ، زرهساز ، و جماعت كلاهخود و چهار آينهساز و جماعت كمانساز و جماعت قيچىساز كه قيچيهاى زنانه و مردانه مىساختند و گروهى كه مقراض قلمدان از آهن يا از فولاد مىساختند . ديگر جماعت آينهساز كه آينههايى را كه از حلب و ساير نقاط مىآوردند ، جيوه و قاب مىكردند و مىفروختند و آماده مىكردند . ديگر جماعت چاقوساز كه چاقوهاى دستهشاخى براى ميوهخورى و تراشيدن قلم و غيره آماده مىكردند . ديگر جماعت بساطانداز و جماعت شالانداز كه برنج سفيد كرده مىخريدند و مىفروختند و جماعت سمسار ، و نجار و گروه حجاران كه روى سنگ نازك كار مىكردند . ديگر جماعت بنكدار كه در دالان كاروانسراها اسباب عطارى مىفروختند .
ديگر جماعت معمار ، ديگر گروه بنايان كه دو دسته بودند : سفتكار و نازككار . گروه اخير در گچكارى و مقرنس و گچبرى تسلط داشتند . ديگر جماعت نقاش و مذهبكار و مهرهكش كه بعضى كاغذ و گروهى قلمكار را مهره مىكردند . ديگر ، جماعت طبقكش كه مردمى قوىهيكل بودند و شغلشان طبقكشى بود كه در حقيقت نوعى حمالى است . استادان اين كار ، گاهى فى المثل سه طبق بسيار بزرگ توت به وزن 80 من تبريز روى هم مىگذاشتند و با سر خود ، از محلى به محل ديگر مىبردند . ديگر جماعت كرايهكش كه اجناس مختلف را با چهارپايان حملونقل مىكردند . ديگر ، جماعت چرخكش كه مسهاى ساخته را در زير چرخ ، جلا و صفا مىدادند ديگر ، جماعت قالبتراش كه منبتكارى مىكردند .
جماعت بلورفروش و چينىفروش و ميوهفروش و سبزىفروش و چغندرفروش و زردك - فروش و لبوفروش و خشكهبارفروش ، جماعت كهنهفروش ( براى طبقهء فقير ) ، جماعت دستفروش كه بيشتر در دوشنبهبازار و جمعهبازار ، كالاهاى خود را در معرض فروش قرار مىدادند . ديگر ، جماعت كرباسفروش ، تنباكوفروش ، ترياكفروش ، كتابفروش ، فرشفروش ، دوختهفروش ، و كوزهفروش و خرازىفروش .
احرامىباف كه احراميهاى روىفرشى بسيار خوب و بادوام مىبافند . جماعت بوريا - باف كه براى مساجد و مدارس و غالب فقرا بوريا مىبافند ، و جماعت حصيرباف جزو اين گروهند . ديگر جماعت پيزرباف كه دوركپها و قرابهها را پيزر مىگيرند و جماعت صراف كه در نقاط مختلف شهر ، دكاكينى در اختيار دارند . جماعت صحاف كه كتب نفيسه را صحافى و كاغذها را حاشيه مىكردند و براى آنها جلدها و جزوكشها و جزودانها و شيرازهبندى مرغوب مى - كردند . با پيدا شدن چاپ و باسمه ، صنف مزبور رو به كسادى نهاد .
ديگر ، جماعت نداف كه وابسته به نساج است . ديگر ، اكاف كه پالاندوزى مىكنند .
ديگر ، جماعت لواف كه قاتمه و طناب مىبافند . ديگر ، جماعت علاف و ديگر جماعت رصاف كه كارشان گيوهفروشى و ساختن گيوههاى نازك ظريف بود كه نوع اعلاى آن جفتى سهتومان ارزش داشت . ديگر ، جماعت تحاف كه كارشان ميوهفروشى بود ؛ غالبا ميوهء درختان را اجاره مىكردند ، مقدارى از آنها را تازه مىفروختند و بعضيها را كه ممكن بود ، خشك مىكردند و
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤١١