تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
نمىچسبند . به همان اندازه كه ادب و تواضع ايرانيان معروف است ، گستاخى و خودنمايى فروشندگان قاهره و استانبول شهرت دارد . . . بازار روى هم رفته ، يك شهر مسقف بدون نقشه را تشكيل مىدهد به استثناى متكديانى كه دائما ناله مىكنند و مىتوان آنها را زنبورهاى بازار ناميد . كمتر كسى در بازار يافت مىشود كه حتى به نظر غمگين بيايد . بازرگانان از چانه‌زدن ، كه آن را به صورت يك هنر ظريف درآورده‌اند ، لذت مىبرند . در فاصلهء معاملات ، هنوز مانند دوران قديم يعنى 250 سال قبل كه شاردن از بازارهاى ايران ديدن كرد ، قليان پرآتشى بين كسبه دست‌به‌دست مىگردد . . . روى هم رفته پيشه‌وران هستند كه قسمت عمدهء كارها را انجام مىدهند ، و آنها آنقدر استطاعت ندارند كه بتوانند دائما قليان بكشند . . . بطور كلى ، بلافاصله پس از طلوع آفتاب . . . كار شروع مىشود و تا هنگامى كه روشنايى روز مبدل به تاريكى مىشود . . . به كار اشتغال دارند . . . در فصل زمستان ، هواى بازار به نسبت گرم و در تابستان سرد مىباشد ؛ چنان كه اگر بيش از اين رعايت اصول بهداشت بشود و ميزان دستمزد بالا رود و از روشنايى و نور خورشيد بيشتر استفاده شود و ساعات فراغت كسبه نيز افزايش يابد اين تصور براى انسان پيش مىآيد كه پيشه‌وران بازارها از كارگران كارگاههاى مغرب‌زمين كه با ماشين كار مىكنند . . با نشاطتر و خوشحالترند . . . هنگام ظهر موقعى كه صداى اذان از مناره‌هاى مساجد نزديك بلند مىشود . . . پسر بچه‌هاى پنج شش ساله در آستانهء دكان پدر يا كارفرماى خود مىايستند و با صداى زير و جيغ‌مانند ، اذان ظهر مىگويند . اين صدا ، آميخته با صدها صداى ديگر ، از قبيل صداى سندان آهنگران ، چكش مسگران ، و نقره‌سازان و نالهء گدايان ، عرعر خران و غرش اعتراض‌آميز شتران . . . آهنگ مطبوع و موزونى به وجود مىآورد . . . » « 1 »

تنوع پيشه‌ها و وضع پيشه‌وران در عهد قاجاريه

ميرزا حسين خان در كتاب جغرافياى اصفهان تا حدى بتفصيل ، از تنوّع پيشه‌ها و كسبها ، در عهد ناصر الدين شاه ، سخن مىگويد و مىنويسد : « انواع اصناف زياد بودند ، تفصيل و تحرير اسامى متوسط آنها موجب تطويل مىشد ؛ محض اطلاع از كسب‌وكار و متاع ولايت در هر صنف . . . به ذكر جماعت اصناف و حاصل صنعت آنها اكتفا نموده تا ضمنا صنايع و متاعى كه در اين بلاد است تماما مشخص شود . » سپس در نوع 22 از جماعت « صباغ قدك » نام مىبرد و مىگويد : « اين جماعت سابقا صنف بزرگى بودند و اكنون نيز بازار بزرگى دارند مشتمل بر 136 باب دكان ، و هر دكانى به قدر يك خانهء بزرگ ، عرصه و اعيان دارد « عمارت پاكيزه و با صفا جهت نشيمن و خوابگاه زمستانه و تابستانه و حوضها و دستكها و چاهها و منبعها و دستگاههاى صباغى و دقاقى براى آنجاها ساخته‌اند . . . » در نوع 23 ، مؤلف از جماعت قناد گفتگو مىكند و مىنويسد : شيرينيهاى ممتاز را با قند ارس « روسى » درست مىكنند ، و شيرينيهايى كه با شكر درست مىشود متوسط است ، و غالبا
هامش
( 1 ) . سفرنامهء فرد ريچاردز ، پيشين ، ص 24 به بعد ( به اختصار ) .