شوند . وقتى كه مردم از عزم ملوكانه براى مسافرت به منطقهاى باخبر مىشوند بجاى آنكه اين خبر در مردم ايجاد مسرت كند ، سبب مىشود كه مردم بينوا مبلغ سرشارى پيشكش به اعليحضرت تقديم دارند تا آنها را از اين افتخار معاف دارد .
تفريح روستاييان ، شركت در جشنهاى مرسوم سالانه است كه در جريان آن ، همه يا قسمتى از كارها تعطيل مىشود . جشن نوروز ، و جشن جمعآورى خرمن و محصول ، و جشنها و اعياد مذهبى در شمار ايام تفريح و خوشگذرانى روستاييان بهشمار است . هر دهكده در ايران حمامى دارد كه نعمت بزرگى براى اهل ده محسوب مىشود . در حوالى هر ده ، يخچالى واقع است . خانههاى مسكونى دهنشينان ايرانى به حد كافى راحت و معمولا با نمد و قالى مفروش است ، و با اسبابى كه براى يك زندگى سادهء خانوادگى لازم است ، مجهز مىباشد . تمام كارگران مزارع آزادند . بردهها فقط به خدمتهاى خانگى اشتغال دارند . كشاورزان وابسته به زمين نيستند و مىتوانند براى كاريابى از دهكدهاى به ده ديگر روند . در خانهء اعيان ، عدهاى نوكر بيكاره و بىثمر ، عمر خود را به بطالت مىگذرانند . اين گروه ، در افزايش ثروت عمومى ، كمترين اثرى ندارند . » « 1 »
جلوگيرى از ستم مالياتى نسبت به اصناف مشهد در عهد ناصر الدين شاه
« هو ، مخدوما ، خيال اولياى دولت عليه اين است كه روزبروز طورى نشر آثار رأفت و معدلت در آن صفحات بشود كه اميدوارى افاغنه آنا فآنا به التفات و رأفت اولياى دولت عليه بيشتر شده ، همگى از روى كمال شوق به جان و دل ، طالب رعيتى و خدمتگزارى اين دولت بشوند . اين نمىشود مگر اينكه ببينند حالت رعيت خراسان از آنها بهتر است و با كمال رأفت و انصاف با رعيت آنجا رفتار مىشود . اما بعد از آنكه ببينند هر روز بر مشكلات رعيت خراسان افزوده مىشود ، و بر خلاف معمول سابق ، با آنها رفتار مىشود ، چگونه طالب رعيتى و خدمتگزارى مىشوند . مثلا از جمله شنيدهام معمول سابق اين بوده است كه از اصناف مشهد به اصطلاح آنها ، سيزده وجوهى مطالبه مىشده است كه دوازده ماليهء ديوان بوده است و يكى كلانترى ، و لكن امسال سيزده وجوه را جمع كردهاند ، و علاوه بر معمول سابق ، قرار دادهاند پانصد تومان ديگر هم كلانتر بگيرد . و معلوم است بعد از آنكه بنا شد بر خلاف سابق رفتار شود ، به اين مبلغها قناعت نخواهند كرد ، و بر اصناف بيچاره تحميلات مالايطاق وارد مىآيد ، و آوازهء اين بىاعتدالى كه نسبت به اصناف شهر مشهد مىشود و خارج و داخل مىشنوند ، به گوش مردم افغانستان مىرسد ، و باعث وحشت آنها ، از اين گونه تحميلات مىشود ، و با مقصود اولياى دولت عليه منافات دارد . . . امسال ، بواسطهء مقدمهء هرات كه راه آمدوشد بسته شده بود . . . به اصناف آنجا خسارت رسيده . . . اگر رعايتى از احوال آنها نمىشود ، چرا بر تحميلات آنها مىافزايند . خلاصه صريح مىنويسم كه حسب الامر ، بايد قدغن كنيد كه كلانتر و غيره دينارى علاوه بر معمول سابق از اصناف آنجا مطالبه نكنند ، و همين نوشتهء مرا خدمت اشرف و الا ، حسام السلطنه هم بفرستند كه ايشان هم مستحضر شوند ، و به قيد سواد ، همين نوشته را براى برادر مهربان ، قوام الدوله هم بفرستند كه
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران دورهء قاجاريه ، پيشين ، ص 31 - 28 ( به اختصار ) .