مىميرد قطعا براى فرزند خود سرمايه باقى مىگذارد ، و كم اتفاق مىافتد كه فرزند كاسب ثروت موروثى را بهباد بدهد ، بلكه غالبا چيزى هم بر آن افزوده و براى پسر خود باقى مىگذارد .
زندگى اين طبقه همواره آرام و بدون سروصداست ، و خودشان مردمانى ميانهرو و بدون هوىوهوس و قانع هستند . . . و سعى مىكنند هرگز لطمهاى به حسن شهرت آنها نخورد .
به اين طريق ، همواره مقدار زيادى سرمايه ، در دست كسبهء ايرانى و بازرگانان اين كشور هست .
گاه بازرگانان به دولت پول قرض مىدهند ، ولى تا وثيقه در بين نباشد ، بازرگانان حاضر نيستند سرمايه را كه متعلق به خودشان نيست بلكه به مردم تعلق دارد ، در خطر بيندازند . اين وثيقهها بر چند نوع است ؛ گاهى از اوقات دولت براى دريافت پول ، ماليات فلانشهر و يا فلانولايت را به وثيقه مىگذارد ، و زمانى عوايد گمرك و يا جواهر سلطنتى را وثيقه مىدهند .
تجار ايرانى با رعايت بنيهء اقتصادى و بازرگانى ايران ، خيلى ثروتمند هستند . علت اين امر اين است كه بازرگانان ايرانى ماليات بر درآمد نمىپردازند ، و از صدها عوارض ديگر معاف هستند ، و تنها كرايهء دكان يا حجره را مىپردازند كه در سال بيش از 60 تومان كرايه ندارد . » « 1 »
اخلاق بازرگانان :
كنت دوگوبينو از طبقهء بازرگانان و كسبهء ايرانى به نيكى ياد مىكند و مىنويسد كه اين طبقهء اجتماعى ، مردمى راستگو و امين هستند ، و نسبت به هم اعتماد دارند ، چنان كه « يك روز در تهران بازرگانى را ديدم كه به پول فرانسه هجدههزار فرانك طلا ، به بازرگان ديگر داد . همينكه ديگرى قبض نوشته به بازرگان اول تسليم نمود طلبكار خشمگين شده قبض را پاره كرد و گفت : حاجى آقا مگر شما آدم غيرامينى هستيد كه به من قبض مىدهيد .
يك مرتبهء ديگر هم هنگامى كه در تهران بودم ، يكى از بازرگانان همدان ، كه به هيچوجه او را نمىشناختم و حتى اسم او را نشنيده بودم ، مبلغ پنجهزار فرانك از سكههاى قديم ايران بوسيلهء يك چهارپادار براى من فرستاد و بعد معلوم شد كه حتى از چهارپادار حامل سكهها هم رسيد نگرفته ، و اين موضوع نشان مىدهد كه اعتماد زيادى به امانت من و چهارپادار ، داشته ، و چون تا خود ايشان امين نباشد ديگرى را امين نمىداند ، معلوم مىشود كه اين بازرگان خيلى امين بوده است .
كسبهء ايرانى به اصناف مختلف تقسيم مىشوند ، و هر صنفى داراى مجمع و رئيسى مىباشد ، و در مواقع معينى ، مجمع اصناف تشكيل مىگردد و در خصوص مسائل مربوط به كسب خود ، تبادل نظر مىنمايد . » « 2 »
وضع طبقات زحمتكش در عهد ناصر الدين شاه
واتسن كه در عهد ناصر الدين شاه به ايران آمده است ، در مورد طبقات محروم و زحمتكش ايران ، چنين مىنويسد : « وضع طبقهء كارگر در ايالات مختلف فرق مىكند . من وضع آنها را در نواحى نزديك تهران شرح مىدهم . كشاورز يا كارگر تقريبا هر قسم شغلى را به عهده مىگيرد ؛ در شهر به صورت عمله ، براى گلسازى ، يا حمل آجر ( براى كمك به بنا ) ، يا بعنوان باغبان ، و يا به نام عملهء مزدور در مزرعه آمادهء خدمت است . ساعت كارش از طلوع تا غروب آفتاب
هامش
( 1 ) . سه سال در ايران ، پيشين ، ص 30 ( به اختصار ) .
( 2 ) . همان ، ص 34 ( نقل به اختصار ) .