شكايت كنند . » « 1 »
بموجب فرمانى ، محمد شاه قاجار ، معمار دربار را لقب و منصب « باشيگرى » مىدهد
« . . . آنكه چون عاليجاه مجدت و نجدت پناه ، و فراست و فطانت دستگاه ، اخلاص و ارادت آگاه ، مقرب الحضرة العليه ، عبد اللّه خان معمار باشى در بدايت امر و اوايل حال ، در دربار خاقان مرحوم مفغور طابثراه ، و جعل الجنة مثواه ، مصدر خدمات بوده و در سلك نقاشان نقاشخانهء همايون سلطانى به اقتضاى قابليت ذاتى و استعداد جبلى ، نوعى تربيت يافت كه در اندك مدت ، وحيد عصر و سرآمد اقران و امثال آمد ، به حكم اين لياقت و قابليت ، و بر حسب امر همايون سلطانى ، در نقاشخانهء اقدس به لقب باشيگرى ملقب ، و به خطاب خانى مخاطب گرديد ؛ و چندگاه ، كه در صنايع مزبوره اهتمامات موفوره و مساعى مشكوره به ظهور رسانيد ، محاسن كاردانى و استادى او در نقاشى و طراحى بيوتات ، معاينه و مشهود شد ، به منصب باشيگرى معماران و پيشهوران و ساير ارباب حرف و صنايع ، بيوتات خاصه سرافرازى يافت ، تا اكنون كه به دو طلوع دولت سركار اقدس همايون ماست ، در آستان دولت عليه مصدر خدمات كليه گرديد .
ما نيز نظر به مراتب شايستگى عاليجاه مشار اليه ، او را مشمول عواطف خسروانه و عنايت بيكرانهء شاهى فرموده در هذه السنه يونتئيل سعادت دليل ، مناصب مزبوره را كما - فى السابق بر عاليجاه مشار اليه مخصوص و مفوض فرموديم كه در نهايت اطمينان و دلگرمى ، به تعمير عمارات خارج شهر ، از قصر قاجار و امامزاده قاسم و قلهك و ارغوانيه و نگارستان و دلگشا و لالهزار و بهارستان و باغات و عمارات داخل شهر و خانهاى ضبطى محلات دار الخلافه ، مشغول بوده ، حسن دقت خود را ظاهر سازد .
مقرر آنكه افراد و آحاد و اشراف و اعيان نقاشان و معماران و مهندسان ، و ميناكاران و نجاران و حجاران و فخاران و شيشهبران و حدادان و سرايداران و باغبانان و مقنيان و شماعان ، عاليجاه مشار اليه را كما فى السابق « باشى » بالاستقلال خود دانسته ، از سخن و صوابديد او تجاوز ننمايند . عاليجاهان مجدت همراهان مقرب الخاقان ، مستوفيان عظام ، و عاليجاهان كتّاب دفاتر خلود ، شرح منشور همايون مبارك را ثبت نمايند و در عهده شناسند .
تحريرا فى شهر ذيقعدة الحرام 1255 با مهر محمد شاه غازى » . « 2 »
پيشهوران و بازاريان در عهد قاجاريه
كنت دوگوبينو مىنويسد : « بعد از ميرزاها ، يكى از بزرگترين طبقات شهرنشين ايران كسبه هستند كه نزد مردم خيلى احترام دارند . كسبهء ايرانى مردمانى درستكار و امين مىباشند ، و من در طول مدت اقامت خود در ايران ، از هيچيك از آنها تقلب نديدم . يكى از علل درستكارى كسبهء ايران اين است كه بر خلاف ميرزاها ، سرنوشتشان وابسته به تصادف نيست بلكه زندگى ثابت و مطمئنى دارند .
كسبهء ايرانى غالبا پسر بعد از پدر ، شغل آباء و اجدادى را قبول مىنمايند ، و هر كاسبى كه
هامش
( 1 ) . سرجان ملكم ، تاريخ ايران ، ج 2 ، ص 160 ( به اختصار ) .
( 2 ) . راهنماى كتاب ، فروردين 53 ، ص 179 به بعد .