همه روزه به استثناى جمعه است كه بطور كلى روز استراحت محسوب مىشود . در حدود ساعت ده ، نيمساعت فرصت براى خوردن ناشتايى دارد ، و مدت كوتاهى براى خوردن ناهار و اداى نماز به وى فرصت مىدهند . معمولا تنبلوار ، كار مىكند ، و لازم است كسى ناظر كارش باشد .
براى هرروز كار در تهران ، مزدى معادل پنج و نيم تا يازده پنس ( معادل يازده شاهى تا يك قران ) بسته به فصول سال دريافت مىدارد ، و در دهات ، بطور كلى ، بيشتر از تهران مزد مىگيرد . در زمستان غالبا بيكار است ، و در بهار ، مزد كمى نصيبش مىشود ، ولى با پيشآمد تابستان ، طالبان كار او زياد مىشوند ، و در پاييز ميزان مزدش به حداكثر مىرسد . از مبلغى كه روزانه به دست مىآورد ، معمولا نصف يا سهچهارمش را به صبحانه و شام و پوشاك اختصاص مىدهد ، و باقى را اگر خرج ديگرى نداشته باشد ، براى زمستان پسانداز مىكند ، و يا براى زنش مىفرستد . كارگر ايرانى بطور كلى مردى عيالوار است . اگر ناچار باشد براى كاريابى از دهكدهء زادگاه خود به جاى دورى برود ، معمولا زنش را همراه نمىبرد . اگر زن او صاحب فرزندان باشد ، براى كار از خانه بيرون نمىرود ، ولى اگر بىاولاد باشد ، غالبا در خانهء يكى از اعيان خدمتكار مىشود . زن كارگر ايرانى با آنكه بندرت در مزرعه به كار مىپردازد ، تا حدودى قادر است در تحصيل نان خانواده به شوهر خود كمك برساند ؛ مىتواند به دوخت و دوز لباس ، وصلهكردن ، يا شستن آن بپردازد ، و نمىتواند وقت بيكارى را براى بافتن پارچهء كتانى يا به طرق متعدد ديگر صرف كند . لباس او و اطفالش مختصر و ارزان است .
شوهر معمولا سالى يكدست لباس مىپوشد . اجارهخانهء ناچيزى مىپردازد . غذاى عمدهء كارگران نان است كه در تهران معمولا به نرخ يك من هشتشاهى ( چهار پنس ) فروخته مىشود . گوشت گاو ارزان و در زمستان فراوان است ، ولى در فصول ديگر سال ، آن را نمىخورند بطور كلى ، روستاييان ايرانى اگر قدرت خريد هر روزهء آن را نداشته باشند ، هفتهاى سه يا چهار دفعه گوشت مىخورند .
در پاييز ، گوشت گوسفند را براى مصرف زمستانى نمك مىزنند . از شير ، پنير ، و برنج بهرهء كافى دارند . گوشت گوسفند معمولا به قيمت « گيروانكه » از دو تا سه « پنس » به فروش مىرسد .
برنج بيشتر از هر جنس خوراكى ديگر مطلوب است . سبزيها ارزان و همه نوع آن فراوان است .
ميوهها و از جمله انگور ، توت ، خربوزه و هندوانه در ماههاى تابستان و پاييز به حد وفور و به قيمت ارزان فروخته مىشود . شربتها و بستنى در دسترس فقيرترين افراد هست ، و رويهمرفته از لحاظ خوراك ، وضع كارگر ايرانى در مقام مقايسه با روستاييان اكثر كشورها خيلى مساعد است .
دربارهء اجحاف و ظلمى كه دهنشينان ايران از ناحيهء مأموران دولتى مىبينند ، و يا از طرف اشخاص با نفوذى كه از حدود ايشان مىگذرند ، دچار بيعدالتى مىشوند ، مطالب بسيار گفته و نوشته شده است . اين وضعى است كه در تمام نقاط كشور وجود دارد ، ولى در نواحى مجاور پايتخت ، اگر كسى مورد ظلم قرار گيرد ، مىتواند به ارباب خود شكايت كند و در صورت لزوم ، به خود شاه ( كه اخيرا براى دريافت عريضهء افراد ، ترتيبى داده است ) مراجعه نمايد .
موقعى كه فرمانداران و شاهزادگان براى ورود به محل مأموريت خود ، همراه عدهاى مزاحم و زورگو بار سفر مىبندند ، دهنشينان و مردم سر راه با انواع صدمه و اجحاف روبرو مى -
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٠٣