مىخورد و كورههايى كه مس ، در آن قرمز مىشود يكى از نقاط تماشايى مشرق زمين است . »
پيرلوتى نيز از اهميت اقتصادى و رواج اين صنعت در كاشان سخن مىگويد و مى - نويسد : « يكبار ، صد شتر ، كه بار همهء آنها ديگ و سينى و آفتابه و هزاران اشياء ديگر بود ، نظر مرا جلب كرد . اين مصنوعات به نقاط دوردست صادر مىشود . . . در هيچجا به اين اندازه ريشهاى قرمز و دراز و كلاههاى بلند سياه نديده بودم . »
اين صنعت در 60 سال اخير ، رفتهرفته رو به كاهش نهاد . » « 1 »
در فاصلهء ميان سقوط حكومت صفويه و استقرار قاجاريه ، جز در دورهء كوتاه زمامدارى كريمخان زند هيچگاه وضع كشاورزان و پيشهوران مقرون به امن و آرامش نبود .
نادر از سياست اقتصادى مشخص و مفيدى به نفع طبقات زحمتكش پيروى نمىكرد .
در عهد او بار ماليات بردوش تمام طبقات سنگينى مىكرد ، و هيچكس تأمين اقتصادى نداشت . با قتل نادر ، جنگهاى فئودالى براى كسب قدرت ، مدتها دوام يافت ؛ و چه بسيارند كارگران و كشاورزانى كه در جريان اين زدوخوردها از هستى ساقط شدهاند .
طبقهء كارگر و زحمتكش در عهد كريمخان
بطورى كه از كتاب رستم التواريخ برمىآيد ، در عهد كريمخان ، كارگران و پيشهوران از حقوق مشروع خود برخوردار مى - شدند . « همهء بناها و حجارها و نجارها و نقاشها و فعله و عمله كه از همهء بلاد ايران در سركارش بالطوع و الرغبه مىآمدند ، به اجرت تمام ، و همه را به احسان و انعام ممنون مىفرمود و همه را خوشنود مىنمود . » « 2 » در جاى ديگر مىنويسد :
آن و الا جاه چنان كريم الطبع و الا همتى بود كه در وقت كندن خندق دور شيراز ، 12 هزار فعله از بلاد ايران به حفر خندق مشغول بودند ، آن والاجاه گاهى به تماشا مىآمد ، اتفاقا يك ديگ پر از اشرفى ، يعنى زر مسكوك پيدا شد ، حسب الامرش آوردند به دست مبارك ، همه را به آن مزدوران قسمت نمود . « 3 »
سنتشكنى كريمخان
كريمخان مرد سعى و عمل ، و از مفتخورى و آخوندمآبى بيزار بود .
در عهد او « تاجرى از اهالى هند در شهر شيراز وفات يافت و مبلغ صدهزار تومان از او باز ماند . اركان دولت به آن والاجاه عرض نمودند كه اين تاجر متوفاى هندى در ايران بلاوارث مىباشد . . اموالش را بايد انفاذ خزانه عامره نمايند . از روى غيظ ، فرمود ما مردهشوى نيستيم كه اموالش را ضبط كنيم . اموالش را نگه داريد و تفحص كنيد و وارثش را پيدا كنيد ، و به وارثش برسانيد حسب الامرش عمل نمودند . » « 4 »
پس از پايان زمامدارى كريمخان زند ، بار ديگر آثار آشفتگى و بينظمى در تمام شؤون اجتماعى و اقتصادى آشكار شد . مخصوصا در شهرستانهاى دوردست ، حكام و فرمانروايان بر - حسب ميل و ارادهء خود ، از پيشهوران عوارض ديوانى مطالبه مىكردند . گاه ستمديدگان ، از تضادهاى دربارى و اختلافاتى كه بين مأمورين ستمپيشه روى مىداد استفاده مىكردند و با
هامش
( 1 ) . حسن نراقى ، تاريخ اجتماعى كاشان ، ص 72 - 270 ( به اختصار ) .
( 2 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 414 .
( 3 ) . همان ، ص 420 .
( 4 ) . همان ، ص 421 .