تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
زيادى مىدهد و بعضى از آنها تا دوهزار و پانصد « ليو » حقوق دريافت مىكنند . . . علاوه بر آن ، شاه تعداد زيادى كارگر چينى و ديگر ملل آسيايى در اختيار دارد . » « 1 »

كارگاههاى پارچه‌بافى :

پىيترو ، در سفرنامهء خود مىنويسد « . . . شاه در تمام شهرهاى اصلى كشور داراى كارخانه است ؛ و بعلاوه ، بزرگان و سركردگان نيز مجازند مالكيت اين كارگاهها را كه در آن استادان به بافتن پارچه‌هاى مختلف بخصوص پارچه‌هاى ابريشمى مشغولند ، داشته باشند ، و امروز فروش پارچه‌هاى ابريشمى ، عايدات مهمى نصيب خزانه ايران مىكند ، و روىهم رفته ، طرز تهيهء پارچه و فروش آن ، همان است كه اكنون در كشور ما نيز بدان عمل مىشود ، و عدهء زيادى از استادكاران و بازرگانان به اين كار مشغولند . » « 2 » از چگونگى ميزان اخذ ماليات از صنوف و پيشه‌وران مختلف ، اطلاعات دقيقى در دست نيست . ظاهرا دولت ضابطه و معيار مشخصى براى مطالبهء ماليات نداشته ، و در هر ولايت و شهرى ، مأمورين روش خاصى داشتند و غالبا تعدى مىكردند ، و گاه كار به شكايت و صدور دستخط مىكشيد . در فرمانى كه به خط نستعليق بر سنگ سياه كنده شده است چنين مىخوانيم : حكم جهانمطاع آفتاب ارتفاع ، در باب رفع صابونخانه و لوازم آن : فرمان همايون شد . . . تمامى صابونخانهء ممالك را عموما ، و دار المؤمنين كاشان را خصوصا ، بر طرف ساخته رفع بدعتها و ستمهاى مذكوره نموديم . . . تا هركه خواهد بر وفق ارادهء خود صابون پزد و فروشد هيچ آفريده را مجال تعرض به دو نباشد . و ثواب رفع بدعتها به ارواح چهارده معصوم . . . هديه كرديم . بناء عليه ، حكام گرام و سادات عظام و كلانتر و وزير صابونخانه . . . ستمها را به كلى مرقوف دارند و من بعد ، پيرامون بدعتها و ستمها كه لازم به لعنت است نگردند ، تا هركس كه خواهد صابون به عمل آورده منتفع گردد . » « 3 »

مسگرى و قلمزنى در كاشان

مسگرى و قلمزنى در كاشان از ديرباز شهرت بسزايى داشته . « تا عهد صفويه ، كليهء ظروف نقره نيز مانند سينى ، بشقاب ، جام ، تنگ ، آفتابه ، لگن و غيره به دست صنعتگران اين صنف ساخته مىشده . مواد اوليه و سنگ مس را در قديم الايام از معادن ايران ، مانند جندق و بيابانك ، استخراج نموده در كوره‌هاى بزرگ كاشان ذوب كرده و مىساختند . بعدها مس خالص را از تركيه مىآوردند . از اواسط دورهء قاجاريه كه بازرگانى انگلستان در ايران پيش‌افتاد ، ورقه ساخته و پرداخت شدهء مس انگلستان را مىآوردند و از اين جهت موجب سهولت پيشرفت كار و ترقى و توسعهء اين صنعت گرديد . . . يك جهانگرد كنجكاو فرانسوى در اواخر قرن گذشته ، مىنويسد : « شهر كاشان داراى حيات است . در تمام وسعت خود ، جنب‌وجوش دارد . . . در بازار مسگران چهارصد نفر صنعتگر در يك نقب طولانى مشغول ساختن مس هستند . . . » پروفسور ادوارد براون كه در آغاز قرن حاضر به كاشان آمده گويد : « بازار مسگرهاى كاشان با صداى دائمى چكش كه روى مس
هامش
( 1 ) . سفرنامهء سانسون ، ترجمهء تقى تفضلى ، ص 93 . ( 2 ) . سفرنامهء پىيترو ، پيشين ، ص 155 . ( 3 ) . آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز ، پيشين ، ص 214 ( به اختصار ) .