را عبارت از قاليبافان و پارچهبافان ، زرىدوزان ، و مخمل و تافته و حريربافان و صنعتگرانى نظير شمشير ، زره و نيزه و كمانسازان ، ميناكاران ، جواهرتراشان و زرگران مىداند و مىنويسد كه كارهاى اين گروه ، چندان زيبا و ظريف نيست . تمام ظروفى كه مىسازند ، از سينى ، قاب و بشقاب ، جملگى مدور است و مىتوانند ظروف بيضى هم بسازند . « 1 »
وضع بازارها :
تاورنيه در سفرنامهء خود ، راجع به بازارهاى ايران چنين مىنويسد : « اما بازارها در كمال امنيت هستند ، تجار شب در دكان خود را مىبندند و تا صبح مستحفظين از داخل و خارج مشغول حراست و كشيك بازارند . اما دكاكين كوچك توى ميدان ، شبها امتعهء خود را در صندوقها ريخته و درش را قفل مىكنند و صندوقها را در يك طرف ميدان رديف مىچينند . اما امتعهء حجيم را از قبيل چادر و طناب و غيره كه جاى زياد لازم دارند در كنارى ريخته يك تجيرى رويش مىكشند و به زمين ميخكوب مىكنند . در ميدان هم تا صبح نگهبانان به حراست اموال مردم مشغولند . » « 2 »
سپس تاورنيه از پيشهورانى كه در زواياى مختلف عالىقاپو به كاروكسب مشغولند ، نظير دباغها كه مشك و راويه و دلو درست مىكنند ، و تيروكمانسازها و جبهچيها و عطارها و ادويهفروشها نام مىبرد . در ضلع ديگر ميدان ، قبا و انواع كفش و پيراهن و زيرشلوارى و جوراب مىفروشند . در جاى ديگر ، مسگرها انواع ظروف مسى و ما يحتاج خانه و سوهان و تيغهء اره درست مىكنند .
شروع كار و تعطيل بازارها
كاررى در سفرنامهء خود ، ضمن توصيف وضع عمومى تبريز ، مىنويسد :
هرروز عصر نزديك غروب ، صداى ناهنجار كرناى و طبل و سورنا بلند مىشود ، گويا اين موسيقى گوشخراش نابهنگام اخطارى به بازاريان است كه دكانهاى خود را ببندند . بلافاصله ، پاسداران شبانه وارد بازار مىشوند و مقارن همين حال ، جمع كثيرى از پشتبام با صداى بلند شروع به گفتن اذان مىكنند ؛ بر خلاف تركيه كه اذان بايد در منارهاى مسجد گفته شود . يك ساعتونيم از شب گذشته ، طبالى در كوچه و بازار مىگردد و از اين ساعت به بعد ، هركس بدون چراغ و فانوس در كوچه ديده شود بوسيلهء پاسداران جلب و زندانى مىگردد . نزديكهاى صبح همان طبلزن پايان يافتن ساعت قرق شبانه را اعلام مىكند . از اين پس ، پاسبانها ، مسؤول نگهبانى بازار و امتعهء مغازهها هستند . « 3 »
كارگران فرنگى :
سانسون در سفرنامهء خود مىنويسد كه در عهد شاه سليمان ، تعداد زيادى از كارگران اروپايى در خدمت شاه بودند كه اكثر آنها فرانسوى بودند . « زرگران و ساعتسازان فرانسوى بسيار ماهر ، در خدمت شاه ايران مشغول به كار مىباشند . شاه به آنها حقوق
هامش
( 1 ) . سفرنامهء تاورنيه ، ص 862 .
( 2 ) . همان ، ص 600 .
( 3 ) . سفرنامهء كاررى ، ترجمهء عبد العلى كارنگ ، على نخجوانى ، ص 32 .