به اداى غرامت مىباشند . در ميدان ، به هنگام عصر ، حقهبازان ، خيمهشببازان ، تردستان ، معركهگيران كه با شعر يا نثر افسانه يا قصه مىسرايند ، و حتى وعاظ جمع مىشوند . شاه عباس كبير محل فروش هر جنس و اجتماع اصناف مختلف را تعيين كرده است . ابتدا نزديك مسجد شاه بازار حيوان و چهارپايان بزرگ است ، و جنب آن بازار فروش اسب و شتر و قاطر مىباشد .
موقع تشكيل اين بازار صبح است ، و عصرها بجاى آنها نجاران و چوبفروشان اشياء خود را كه بين آنها ما يحتاج يك خانه از قبيل در و پنجره و ناودان و قفل و كليد چوبى يا آهنى يافت مىشود ، مىفروشند . بعد از آن ، جايگاه فروش طيور و سپس محل فروش خشكبار است كه انواع مختلف آن در ايران به حد وفور يافت مىشود . بعد ، محل فروش پنبه است ، و پهلوى آن ، چلنگران و بعد سراجان كه افسار و زين و برگ مىفروشند . سپس ، كلاه پوستفروشان ، بعد نمدفروشان كه نمد اسب و ساير چهارپايان را به فروش مىرسانند . بعد ، سراجانى كه لوازم نو مىفروشند . بعد ، محل فروش پوست حيوانات است . سپس ، بازار فروش چرمهاى ضخيم و نازك . بعد از آن دستفروشان و كرباسفروشان و حلاجان و مسگران ، و بعد از آن ، صرافان كه روى يك تخت مربعى نشسته و پهلويشان صندوق آهنى و در جلو يك كيسهء چرمى براى شمارش پول قرار دارد . پزشكان در روى تختهايى مىنشينند . و در گوشهء ميدان ، ميوهفروشان و سبزىفروشان و قصابان و آشپزان و اشخاصى كه لباسهاى كهنه به فروش مىرسانند ، مشغول كسب و كار مىباشند . . . » « 1 »
وظايف ديوانى پيشهوران در عهد صفويه
تاورنيه ضمن گفتگو از مختصات اجتماعى طبقهء سوم مىنويسد :
« . . . اما ارباب صنعت در ايران ، عبارت است از چندين صنف كه هركدام ساليانه يك حقى به شاه مىدهند و « بنچه » مىنامند ؛ از قبيل كفشدوز ، چاقوساز ، آهنگر و غيره . اگرچه بعضى از اصناف از اداى حق معينى معاف هستند ؛ مثل نجار و بنا ، ولى آنها هم مقدارى بايد براى شاه مجانا كار كنند و بيگارى بدهند كه شاه از آنها هم به اندازهء ديگران فايده ببرد . وقتى كه شاه براى يك كار فورى 20 نفر بنا به بيگارى مىطلبد ، معمار باشى همهء بناها را احضار مىكند و عوض 20 نفر چهل نفر مطالبه مىنمايد . هركس مبلغى بيشتر ، تعارف مىدهد از بيگارى معاف مىشود . . . همينطور است نجارباشى و امثال او . اين « باشيها » همه جزو صاحبمنصبان دربارى هستند ، و مجبور نيستند شخصا كار بكنند ، اما حق دارند به زيردستان خود حكمرانى كنند . . . »
سپس تاورنيه از ضعف صنعت نجارى در ايران سخن مىگويد و مىنويسد كه : « در ايران هنوز از ميز و صندلى و تختخواب استفاده نمىكنند . نجارى ايران منحصر است به در و پنجره و بايد انصاف داد كه نجارهاى ايرانى با نداشتن اسباب و ادوات لازم ، باز خوب كار مىكنند .
آلت كار آنها منحصر است به يك تيشه و يك اره و يك مقراض نجارى ؛ و تازگى يك نجار فرنگى رنده را در ايران معمول كرده . . . در ايران ، صنعتگران قابل براى اسلحهسازى بسيارند ؛ خصوصا تيروكمان و امثال آن را خوب درست مىكنند . . . سراجهاى ايران كه زين و يراق را مىسازند خيلى ماهرتر از صنعتگران ما هستند ، ولى زرگرهاى ايران خيلى بد كار مىكنند .
هامش
( 1 ) . سفرنامهء شاردن در قسمت اصفهان ، ترجمهء ابو القاسم عريضى ، ص 32 به بعد ( به اختصار ) .