تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
اعلا به لشكرى و بعضى ديگر به اهل بازار و رعايا بطرح مىدادند . ديگر آنكه حكام و مستأجران صابونخانه قدغن مىكردند كه هيچ آفريده صابون نريزد و خريد و فروخت ننمايد و اگر كسى به عمل مىآورد او را مجرم دانسته و جريمه را از او مى - گرفتند و انواع آزار به او مىرسانيدند بنابر توجه و بخاطر رفاه حال جمهور ساكنان بلاد و اقطار از ابتداى تخاقوىئيل تمامى صابونخانه‌هاى ممالك محروسه را عمولا و قصبه نيريز را خصوصا بر طرف ساخته رفع بدع و ستمهاى مذكوره فرمود و منافع آنان را به تخفيف و تصديق مقرر داشته ثواب آن را بحضرات . . چهارده معصوم . . . بخشيديم و مقرر فرموديم كه هركس بهر طريق كه خواهد صابون پزد و فروشد تا اين معنى باعث رفاهت احوال كافه برايا گشته احدى را بدين جهت راه شلتاق و تعرض بر احدى نباشد . سادات عظام و حكام گرام و وزير و كلانتر و ارباب كدخدايان ولايات مذكوره صابون - خانه آنجا را بالكليه بر طرف دانسته ابواب بدع و ستمهاى مذكوره را مسدود شناخته بدين واسطه مزاحم و متعرض احدى نشده طلب و توقعى ننمايند . و اين پروانچه مطاعه را بر بالاى منبر بخوانند تا جميع مردم بدين معنى اطلاع يابند و بعد از اين مضمون اين حكم را بر سنگ نقش كرده بر در مسجد در محلى كه منظور نظر عموم خلايق بوده باشد نصب نمائيد . مستوفيان گرام ديوان اعلى رقم اين عطيه را بر دفاتر خلود مثبت مرقوم گردانيده و جمع صابونخانه آنجا را از ابتداى سنه مذكوره از دفاتر اخراج نموده و من بعد ابواب جمع نسازند . . . تقصيركننده را مورد تعب و سخط الهى و از مردودان درگاه شاهى شناسند . در اين ابواب قدغن لازم دانند . » « 1 » ارمفاد اين لوح و ديگر الواح ميتوان به نمونه‌هائى از ظلم و بيدادگرى زورمندان نسبت به مردم بىپناه پىبرد . دوشنبه دوم محرم الحرام احدى و ثمانين و تسعمائه

پيشه‌وران در ميدان نقش جهان

ميدان نقش جهان يا ميدان شاه « در روزهاى رسمى ، مانند روز پذيرايى سفرا ، خالى از جمعيت و « قوروق » مىباشد ؛ ولى در ساير مواقع ، بساط - اندازان ، دستفروشان ، پيشه‌وران مختلف ، خوراك‌فروشان ، در آن به خريد و فروش اشتغال دارند . پيشه‌وران كالاى خود را روى حصير و يا قالى مىگسترند ، و بالاى آن چادر و سايه‌بانى كه از حصير و يا پشم بافته و بر پايه‌اى استوار است روى كالاى خود برافراشته‌اند كه به اختيار به حركت مىآيد . اين كالا را هيچ‌وقت از ميدان خارج نمىكنند . شب هنگام آنها را در صندوقهايى جاى داده و به يكديگر بسته و يا آنكه دور آنها را تجير كشيده با طناب كلفتى محكم مىبندند ، بدون آنكه مستحفظى بر آن بگمارند . معذلك هيچوقت حادثه‌اى رخ نمىدهد ؛ چه در ايران كيفر سختى دربارهء دزدان معمول است . گزمه‌ها مرتبا در گردش هستند ؛ و چون رئيس آنها ( داروغه يا ميرشب ) ضامن هرگونه دزدى شبانه است ، اگر سرقتى واقع شود ، چون گزمه‌ها مرتبا در گردش هستند مسؤول و مجبور
هامش
( 1 ) . فرهنگ ايرانزمين ، ج 12 ، ص 319 به بعد .