مىدادند ، ولى شاردن از اجتماع اصناف سخنى نمىگويد و تشكيلات آنان را بىپايه و پراكنده مىخواند . اصناف از دادن بيگارى معينى به شاه ناگزير بودند ، و آنان كه از اين ماليات معاف بودند ، بايستى وجهى به نام « خرج شاه » در عوض ، بپردازند . مراد از بنيچه ، شايد جدولى باشد كه در آن ، جمع كل مالياتى كه بايد از اصناف گرفته شود بين اصناف و مؤديان مختلف سر - شكن مىشد .
در تذكرة الملوك از « ملك التجار » كه محتملا از طرف خود بازرگانان انتخاب مىشد ، سخنى در ميان نيست . طبق نوشتهء « لبرن » ، رئيس تجار بايد درباره نحوهء عمل تجار ، اتخاذ تصميم كند ، و نيز بافندگان و خياطان دربار را مورد بازرسى قرار دهد . بعضى مواقع « تاجر الملك » لقب تشريفاتى بود . اين لقب را شاه سليمان به شاردن عطا كرد . » « 1 »
گاه سلاطين به علل سياسى ، اقتصادى و مذهبى پيشهوران و كشاورزان يك منطقه را از پرداخت عوارضى كمرشكن معاف مىكردند از جمله شاه طهماسب به موجب فرمانى كه بر روى سنگ نقر كردهاند . براى آسايش مردم مقرر مىدارد « عموم شيعيان دار المؤمنين كاشان ، مال و دكاكين و محترفه عن بقالى و بيوت النحل و مواشى و مراعى آنجا راعن بلدهء فين و رهق . . . بتخفيف و تصديق مقرر فرمود . . . تا اهالى و اعيان . . . در تكثير عمارت و زراعت و آبادانى و دعاگويى . . .
بكوشند . . . من بعد حوالتى بر رعايا و عجزه ننمايند . . . حكم مجدد نطلبند دوشنبه دهم شهر رمضان - المبارك سنه تسع و سبعين و تسعمائه . » « 2 »
فروش صابون به عنف
از لوحه سنگى كثير الاضلاعى كه در سالهاى اخير به همت آقاى احمد اقتدارى در مسجد جامع صغير كهنه در محله شادخانه نىريز كشف شده است چنين برمىآيد كه :
« در نيريز عمال « صابونخانه » بجور و ستم پرداخته و پيه و مواد اوليه صابون را ببهاى كم و ناچيز مىخريدهاند و صابون را ببهاى گزاف مىفروختند و معلوم مىشود كه مردم تهيدست و كمبضاعت از خريدن صابون گرانقيمت خوددارى مىكردهاند ، لذا با جبر و عنف ، عمال صابونخانه مردم بينوا را مجبور به خريد صابون مىكردهاند و اجبارا ثمن معامله را با زور حاكم از آنها مىگرفتهاند ، اين فروش اجبارى را در فرمان « طرح » ذكر كرده و هماكنون خاطرهء فروش جبرى « طرح » در اذهان مردم نيريز باقيست . اكنون جملهاى چند از متن فرمان :
پس از مقدمهاى چنين آمده است : « . . . لهذا چون عمل صابونخانهء ممالك محروسه بر بدع و ستمهاى مذكوره ذيل بود . و عموم عجزه و رعيت از آن رهگذر تشويش و تفرقه مىكشيدند .
اول آنكه متصديان و مستأجران و ارباب دخل صابونخانه پيه از قصابان به زور و تعدّى مى - خريدند و به قيمت نازل به آن جماعت مذكور مىدادند .
ديگر آنكه چون صابونخانه به عمل مىآمد ، حاكم و متصدى بعضى از آن را به بهاى
هامش
( 1 ) . سازمان ادارى حكومت صفوى ، پيشين ، ص 52 - 151 ( به اختصار ) .
( 2 ) . فرهنگ ايرانزمين ، ج 5 ، ص 46 به بعد .