به كارگران تأديه مىگرديد ، برحسب قاب يا نيمقاب يا ربعقاب بود .
يك قاب مركب بود از همهء مأكولات لازم حياتى ، و براى 6 تا 7 نفر كافى بود . جيره بطور نقدى ، در سال معادل هشتصد يا نهصد ليور مىشد كه برابر 20 تومان است ، و مختار بودند جيره را به نقد بگيرند يا به جنس .
كليهء حقوقات در سال يكبار ، پس از سان عمومى ، كه در تابستان معمول مىگرديد ، بطريق دستهجمعى پرداخت مىگشت . يكى از كارگران كه از طرف ديگران وكالت داشت ، پول را در همان محل دريافت مىداشت و در جريان دريافت ، دهنيم يا دهيك از جمع مبلغ كسر مىگرديد .
امتياز عمدهء كارگران دربارى اين بود كه ايشان مادام العمر ، در خدمت و انتصاب خويش ثابت بودند ، و هرگز از شغل خود بر كنار نمىشدند . به هنگام پيرى يا ناتوانى ، چيزى از حقوقشان كاسته نمىگرديد ، و از تيمار پزشك و داروساز دربار نيز برايگان برخوردار مىگشتند . در مقابل ، آنان كه مىخواستند آزاد و مستقل كار كنند ، ناچار بودند چهار برابر بيشتر زحمت بكشند و از هيچگونه مزايايى برخوردار نگردند .
شاردن از جواهرفروشانى ياد مىكند كه شاه به آنان 3 تا 4 سال سفارش نداده بود . به كارگرانى كه در سفرها ناگزير از التزام موكب شاهانه بودند ، شتر و اسب داده مىشد ، ولى كسب اجازه براى ماندن در وطن نيز دشوار نبود ؛ يا اينكه بنوبت پس از 6 الى 12 ماه مسافرت ، رخصت بازگشت داده مىشد . فرزندان كارگران در سن 12 الى 15 سالگى به خدمت پذيرفته مىشدند و پس از مرگ پدر ، مستمرى او را دريافت مىداشتند . پيشهوران اروپايى در اصفهان ، مورد حمايت خاص بودند و سود بسيار مىبردند . « 1 »
مينورسكى در صفحهء 218 كتاب خود مىنويسد : « از مفاد جلد هفتم صفحه 330 سفرنامهء شاردن چنين مستفاد مىشود كه شاه در ازاء زمينى كه به قاليبافان براى استفاده مىداد ، بعنوان مال - الاجاره « قالى » دريافت مىكرد . »
تختهكلاه - نوعى كيفر و تنبيه بود كه در مورد كسبهاى كه در مقياسها تقلب مى - كردند معمول مىداشتند . گردن او را از يك صفحهء چوبى بزرگ ، كه شبيه خاموت بود ، مى - گذراندند و اين تخته ، روى شانههاى متهم قرار مىگرفت ، و در جلو آن زنگولهاى آويزان مىكردند و روى سر او كلاهى بلند از جنسى كمبها مىگذاردند و در محلهء خود ، وى را مى - گردانيدند ، و مردم بىسروپا با بانگ و فرياد و آواز بلند ، او را مورد ملامت و شماتت قرار مىدادند .
شاردن اضافه مىكند كه تنبيه معمول و مرسوم همانا اخذ جريمه و به چوب بستن بود . كمپفر ( در ص 142 ) در مورد كيفر تختهكلاه چنين مىنويسد : كلاه چوبى بسيار گشاد و بلندى است كه به شكلى مضحك بر سر محكوم مىگذارند ؛ بطورى كه تعادل خود را نگاه نمىدارد و روى پا
هامش
( 1 ) . ص 33 - 31 .