تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
بازرگانان نيز در اتحاديه‌هاى خاص خود كه به « گيلد » معروف بود ، گرد مىآمدند . گيلدها مىكوشيدند تا حق انحصارى تجارت را در شهر براى بازرگانان تأمين كنند ، و دفاع از منافع آنان در هنگام مسافرتهاى تجارى ، به عهدهء اتحاديه بود . علاوه بر بازرگانان و صنعتكاران ، در شهر عدهء زيادى عمله ، باربر ، گاريچى ، و غيره به صورت غير متشكل مىزيستند . اينان بيشتر ، از دهقانان بىچيزى بودند كه بدنبال كار به شهر روآورده بودند ، و در هر شهر ، عده‌اى گدا و معلول نيز وجود داشت ، و بالاخره گروه كثير العده و با نفوذ شهرها را جامعهء روحانيان تشكيل مىداد . « 1 »

خطر تحميل بيگارى بمردم

ابن خلدون در جلد اول كتاب خود مىنويسد : « و از سخت‌ترين ستمگريها و بزرگترين آنها از لحاظ فساد اجتماع اينست كه مردم را بناحق به كار اجبارى وادار كنند و بىمزد آنان را بمزدورى گمارند ، زيرا كار انسان از قبل تمول و ثروت اوست . . رعيتى كه در آبادانى كار مىكند ، معاش و پيشه آنها همان كاركرد آنهاست ، از اين‌رو اگر آنها را بكارى جز وسيله و معاش‌شان مجبور سازند و مزد كارشان را به آنان نپردازند كسبشان باطل مىشود و در حقيقت بهاى كار آنها را غصب كرده‌اند . . . و كليه معاش آنها را از آنها ربوده‌اند . . . اگر اين ستم درباره آنان تكرار شود ، اميد از آبادانى برمىدارند و در ورطه نوميدى گرفتار مىشوند و به كلى از كوشش و تلاش در راه آبادانى دست مىكشند . . . و اين وضع به واژگون شدن و ويرانى اجتماع منتهى مىشود . . . » « 2 »

حقوق و آزاديهاى فردى و اجتماعى

در عهد تيمور كه يكى از علمداران ظلم و استبداد بود هيچيك از حقوق و آزاديهاى بشرى رعايت نمىشد ، هر شهرى كه بوسيله اين مرد ستم‌پيشه گشوده مىشد ، مورد نهب و غارت قرار مىگرفت و بعد تمام هنرمندان و پيشه‌وران را مجبور مىكردند كه راه سمرقند پيش‌گيرند ، كلاويخو مينويسد : « چون تيمور علاقه زيادى به آبادساختن اين شهر دارد از هر سرزمينى كه مىگيرد اسرا و مخصوصا صاحبان صنعت را بدينجا مىآورد ، جمعيت سمرقند كه از همهء ملل در آن هست ، جمعا با مردان و خانواده‌هاى آنان بسيار زياد است و مىتوان گفت به 150 هزار تن مىرسد ، از مللى كه به سمرقند آورده شده‌اند يكى تركانند و ديگرى تازيان ، از همه اقوام و قبايل و نيز مسيحيان كه در زمرهء آنان يونانيان ، ارمنيان ، كاتوليكها ، يعقوبيان ، نسطوريان ، و هنديان هستند . جمعيت شهر به حدى زياد بود كه براى همه آنان در داخل شهر خانه و مسكن يافته نمىشد ، حتى در خيابانها و ميدانهاى پيرامون حصار شهر و آبادىهاى اطراف آن ، هم ، جا براى آنها نبود ، ناگزير آنها را در خانه‌ها و محلات بزرگ بطور موقتى منزل داده بودند و حتى در غارها و چادرها و سايه درختها منزلگاهى براى آنان در نظر گرفته بودند كه براستى تماشايى بود . » « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 93 - 92 . ( 2 ) . مقدمهء ابن خلدون ج 1 ، ص 575 . ( 3 ) . سفرنامه كلاويخو ، ترجمهء رجب‌نيا ، ص 291 .