يكى مقبل و عالم و هوشيار * يكى مدبر و جاهل و شرمسار
يكى را برون رفت زاندازه مال * يكى در غم نان و خرج و عيال
در دورهء تيموريان ، در وضع عمومى پيشهوران تحول و تغيير مهمى ظاهر نشده دوران طولانى حكومت شاهرخ و سياست مسالمتآميز او در رشد صنعت و تجارت و بهبود وضع پيشهوران بىتأثير نبوده . ظاهرا در دورهء تيموريان نيز اصناف و پيشهوران اتحاديههايى داشتند و براى خود رئيس و پيشكسوتى انتخاب مىكردند . بطورى كه واصفى در بدايع - الوقايع نوشته ، در هر ناحيه و ولايتى يكنفر سمت مهمترى و كلانترى اصناف را به عهده داشته است .
رئيس صنف خياط
« چون در اين ولايت ، استاد حسين خياط كه سوزن صفت ، قدم از سر ساخته ، سررشتهء خدمت از دست نمىدهد و از ترس تقصير خدمت بر مثال بند قبا ، لرزان است ، و از طريق مخالفت رأى همايون گزگز گريزان . هنرمندى كه اوطو مثال در كورهء رياضت و مجاهدت مىسوزد و مقراض صفت در قطع امور ميان محكم بسته ، هم مىبرد و هم مىدوزد مقرر شد كه استاد مشاراليه كلانتر و مهتر خياطان ولايت « شاهرخيه » بوده آن جماعت سر اطاعت از فرمان او نتابند و به همان دستور كه سابقا با استاد على خياط معامله مىنمودند ، همان طريقه را با وى مسلوك دارند . » « 1 »
پيشهوران و صنعتكاران اروپا در قرون وسطى
در اواخر قرون وسطى : تودهء اصلى شهر از صنعتكاران تشكيل مىيافت .
صنعتكارى كه مىتوانست حق داشتن كارگاه مخصوص به خود را به دست آورد ، استادكار
( Maitre )
ناميده مىشد . كارگاه در خانهء استاد كار قرار داشت ، و علاوه بر خود او ، تمام اعضاى خانوادهاش نيز كار مىكردند .
گذشته از آن ، استادكار ، خردسالان را به كارآموزى و پادويى مىپذيرفت . پادو پس از طى مدت مقرر ، به مقام شاگردى مىرسيد . شاگرد ، از استاد مزد مىگرفت و مىتوانست بعدها خود ، استادكار شود ، و كارگاه تأسيس كند . پادوها و شاگردها معمولا با استادكار در يك خانه زندگى مىكردند و بر سر يك ميز غذا مىخوردند .
صنعتكاران با ابزار سادهء دستى كار مىكردند و هنوز هيچگونه ماشينى به وجود نيامده بود . هر صنعتكارى در تهيهء مصنوعات معينى تخصص داشت و تمام عمر ، در آن رشته كار مىكرد . به همين سبب ، مصنوعات دستى به صورت قابل ملاحظهاى تكامل يافت . « 2 »
كارگاهها و اتحاديههاى صنفى
تمام صنعتكاران هررشته در اتحاديه صنفى
( Corporation )
خود به هم مىپيوستند . در هر شهر اتحاديههاى صنفى آهنگران ، سنگتراشان ، بافندگان ، رنگرزان ، نانوايان ، و غيره ديده مىشد . كسى كه عضو صنف نبود ، حق نداشت در شهر به حرفهاى اشتغال ورزد ، فقط عضو صنف مىتوانست كارگاه باز كند ، و هر صنف براى خود رئيسى انتخاب مىكرد .
هامش
( 1 ) . پيشين ، ج 2 ، ص 696 .
( 2 ) . تاريخ قرون وسطى ، ( زير نظر پروفسور كاسمينسكى ) ، ترجمهء صادق انصارى ، باقر مؤمنى ، ص 92 .