هر صنف در سازمان توليدى خود ، نظم خاصى داشت ؛ مثلا صنف بافنده طول و عرض پارچه و جنس نخ را تعيين مىكرد . اصناف ديگر نيز هر يك به همين ترتيب ، نظامات خاصى براى خود مقرر كرده بودند . اصناف با هرگونه ابتكار و اختراعى دشمن بودند و به همين جهت ، صنايع صنفى نمىتوانست تكامل يابد . سازمانهاى صنفى ، مراقب بودند كه همهء استادكاران در شرايط يكسانى كار كنند و براى هيچكس امكان ثروتمندشدن به وجود نيايد . تعداد كارآموز هر استادكارى را معين مىكردند ، و از نصب آگهىها و تابلوهايى كه ممكن بود خريداران را از مراجعه به استادكاران ديگر منصرف كند ، جلوگيرى مىكردند .
دستگيرى از اعضاى ورشكسته و همچنين بيوهگان و يتيمان هر صنف به عهدهء خود آن صنف بود .
براى بحث دربارهء امور مربوط به صنف ، در محل اتحاديه اجتماعى ترتيب داده مىشد ، و نيز در مواقع جشن و سرور در همانجا سور و وليمه برقرار بود . اعضاى صنف مىبايستى در دفاع و حفاظت شهر شركت كنند .
در ميان صنعتكاران ، برابرى وجود نداشت ؛ وضع پادوها و كارآموزان بسيار سخت بود ، اينان در واقع پادو ارباب بودند و اغلب كتك مىخوردند .
شاگردها مجبور بودند تا حد امكان كار كنند ، و در تابستان ، روز كار از سپيدهء صبح تا غروب آفتاب طول مىكشيد . در ابتدا استادكاران خود همگى صنعتكاران كوچكى بودند كه پابهپاى كارآموزان و شاگردان خويش كار مىكردند ، اما كمكم توليد ، گسترش يافت . محصولات صنعتى بازار فروش وسيعترى پيدا كرد و استادكاران ثروتمندتر شدند و آنگاه عدم تساوى در درون صنف قوت گرفت .
تمام عوايد به استادكاران تعلق داشت ؛ آنان به استخدام شاگردان بيشترى دست زدند و در عينحال ، از تقسيم سود حاصله با آنان خوددارى ورزيدند . كمكم استاد - كاران به صورت گروه جداگانهاى درآمدند و حصار گرد خود را تنگتر كردند . براى شاگردان استادكار شدن بيشازپيش مشكل مىشد و اكنون فقط پسر يا داماد استادكار مىتوانست جاى او را بگيرد . براى شاگردان ساده ، مقررات مشكلترى تنظيم گرديد ؛ براى پذيرفتهشدن در صنف ، كار آزمايشى بغرنجى مقرر شد ، و هر شاگردى كه مىخواست عنوان استادكارى به دست بياورد ، مىبايست سور مفصل و پرخرجى به تمام اعضاى صنف مىداد . به اين ترتيب شاگردها نمىتوانستند استادكار شوند و تمام عمر شاگرد باقى مىماندند .
بعد ، شاگردها به تشكيل اتحاديهء خاص خود دست زدند . اتحاديهء شاگردان از استادكاران دستمزد بيشتر و روزگار كوتاهتر مطالبه مىكرد . اين اتحاديه به منظور كسب موافقت استادكاران ، اعتصاباتى ترتيب مىدادند .
بازرگانان ، ثروتمندترين گروه شهر بودند . تحصيل سود در تجارت ، آسانتر از صنايع كوچك بود . بهترين خانههاى شهر ، به بازرگانان تعلق داشت .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣٨٦