تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
تعهد ساختمان منزل او را كردند . درهاى آن را اتحاديهء نجارها ساخت . در اين كورپوراسيونها عده‌اى كه شاگرد بودند روزانه مزد مىگرفتند ، ولى مقاطعه‌كاران به نسبت سرمايه‌اى كه داده بودند از منافع برخوردار مىشدند . تمام جريانات صنعتى پيشه‌وران در دفاتر مالياتى ثبت ، و از هر صنف ماليات مخصوصى دريافت مىشد . هنوز صنعتگران به صورت يك طبقهء خاص اجتماعى در نيامده بودند ، و فئودالها و زورمندان به آنها با نظر بىاعتنايى مىنگريستند . ناصر خسرو در قرن 11 ميلادى ، مشاهدات خود را دربارهء شهر « نينيس » چنين مىنويسد : « در اينجا بر خلاف شهرهاى ديگر ، كه سلطان و ديوان صنعتگران را مجبور به كارهاى مشكل مىكند ، صاحبان صنايع و حرف آزادى كامل دارند و صنعتگران به كمك اتحاديه‌ها ، از حقوق خود دفاع مىكنند . » يك‌بار صنعتگران براى جلوگيرى از مظالمى كه در حق آنان اعمال مىشد ، دست به دامان جلال الدين رومى زدند و از او استمداد كردند ، ولى او قدمى در راه منافع آنها بر نداشت و در اثر توصيهء جلال الدين ، آنها حاضر شدند مصائب اين جهان فانى را تحمل كنند . » « 1 » ابن بطوطه راجع به صنعتگران و صنوف پيشه‌وران مطالب جالبى مىنويسد .

مشاهدات ابن بطوطه

ابن بطوطه ضمن توصيف شيراز مىنويسد : « در اين شهر نظم و ترتيب عجيبى حكمفرماست . هريك از اصناف پيشه‌وران در بازار جداگانه‌اى متمركز مىباشند ، و از افراد صنفهاى ديگر در ميان آنها داخل نمىشوند . مردم شيراز خوشگل هستند و لباس تميز مىپوشند ، در شرق ، هيچ شهرى از لحاظ زيبايى بازارها و باغها و آبها و خوشگلى مردم به پايهء دمشق نمىرسد مگر شهر شيراز . » « 2 » ابن بطوطه در شرح سفر خود به تركيه ، از پيشه‌وران شهر لاذق سخن مىگويد و مىنويسد : « هر دسته از پيشه‌وران ، رايت و بوق و طبل و شيپور مخصوص داشتند و در نظم و ترتيب برهم سبقت مىگرفتند . » « 3 » و دربارهء شهر قونيه مىگويد : « بازار آن ترتيب بديعى دارد ، اصناف و پيشه‌وران هركدام در محل مخصوص خود متمركز مىباشند . » « 4 » سپس در صفحات بعد ، در وصف اسلامبول مىگويد : « در اين شهر ، هريك از اصناف پيشه‌وران مجزا از ديگران مىباشند و بازارهاى آن در ، دارد ، كه هنگام شب بسته مىشود . بيشتر پيشه‌وران و فروشندگان اين شهر زنانند . » « 5 » ابن بطوطه در وصف شهر تبريز و بازار زيباى آن چنين مىنويسد : در شهر تبريز بازار بزرگى است كه « بازار غازان » ناميده مىشود « و آن از بهترين بازارهايى بود كه من در همهء شهرهاى دنيا ديده‌ام . هريك از اصناف پيشه‌وران در اين بازار محلى مخصوص دارند ، و من به بازار جوهريان كه رفتم بس‌كه از انواع جواهرات ديدم چشمم خيره شد . غلامان خوشگل با جامه‌هاى فاخر دستمالهاى ابريشمين بر كمر بسته پيش خواجگان ايستاده بودند ، و جواهرات
هامش
( 1 ) . تاريخ سلاجقهء آسياى صغير ، پيشين ( به اختصار ) . ( 2 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ، پيشين ، ج 1 ، ص 194 . ( 3 ) . همان ، كتاب ، ص 87 . ( 4 ) . همان ، كتاب ، ص 289 . ( 5 ) . همان ، ص 354 .