ظريف چوبى بود ، و در اصفهان و جرجانيه اشيايى از چوب و ادواتى از آهن و برنز ساخته مىشد . » « 1 »
بنايان دغلكار
بطورى كه از تاريخ غازانى برمىآيد در عهد مغول ، عدهاى از معماران و مهندسان و مقاطعهكاران در كارهاى خود ، از راه انصاف و راستى منحرف مىشدند و در مواد ساختمانى تقلب و تزوير به كار مىبردند . غازان خان در ضمن فعاليتهاى عمرانى خود ، كوشيد تا به اين وضع پايان بخشد و با گماردن اشخاص معتمد و ذيصلاحيت از هر نوع خرابكارى جلوگيرى نمايد « . . . بر سر هر كارى امينان منصوبند تا نگذارند كه آلتهاى بد به كار برند ، يا از گچ و صاروج چيزى كم كنند و خاك در آن آميزند ؛ و اين ضبط و احتياط در عهدهء ايشان است . ديگر آنكه تمامت آلات چوب و آهن را به قيمت معين به مقاطعه دادهاند ؛ چنان كه جملهء انواع آن معين و مقرر است . . . »
محمد نخجوانى ، مانند ابن خلدون و خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، به امور و مسائل اجتماعى و حرف و مشاغل و مناصب گوناگونى كه در دوران قرون وسطى وجود داشته كمابيش توجه كرده و از بعضى پيشهها و هنرهاى آن دوران نام برده است ؛ از جمله اصطلاح « معمار » و « مهندس » در كتاب نخجوانى ديده مىشود . به نظر آقاى علىزاده ( مصحح دستور الكاتب ) :
« در دوران قرون وسطى ، و حتى در قرن نوزدهم ميلادى ( سيزدهم هجرى ) ، در شرق و از آن جمله در آذربايجان و ايران ، كارشناسانى بودند كه خودشان در عينحال طرح بنا را تنظيم نموده و آن را مىساختند . از متن اثر محمد نخجوانى معلوم مىگردد كه در زمان او پيرحسين و فخر الدين از اين گونه متخصصان بودهاند . نخجوانى در چند جاى كتاب خود ، فخر الدين را فخر الدين معمار ، و پيرحسين را ملك المهندسين پيرحسين معمار ، يا سيد المهندسين مىخواند .
« سيد المهندسين پيرحسين معمار كه از مشاهير معماران و مهندسان است از مدتى باز به ساختن عمارات خاصه مشغول است . . . » « 2 » محمد نخجوانى بر خلاف ساير مؤلفان به كار آرشيتكتها و كار - كنان ساختمانى و وضع آنها در جامعه توجه خاص ابراز مىدارد . وى علاوه براينكه در متن اثر خود ، نام مهندسان و معماران را ذكر مىكند ، فصل مخصوصى به القاب آنان اختصاص مىدهد كه حائز اهميت علمى است « . . . مهندسان و معماران و ساير كاركنان ، شب و روز به عمارت مشغولند و هر روز سيصد مرد و زيادت ، از بنا و نجار و حجار و فعله در كار ، و الحق عمارتى خواهد بود كه ديدهء روزگار مثل آن نديده باشد . » « 3 »
محمد نخجوانى علاوه بر آنچه ذكر شد ، اصطلاحاتى از قبيل « كحال ، جراح ، استاد ، اسكاف ، بنا ، مقيمى ، كوچكنجى ، فعله ، عمله ، ساعور ، نجار ، حجار ، بزاز ، مساس ، سمسار ، نقاش و غيره را به كار مىبرد . » « 4 » كه مفهوم بعضى از آنها روشن نيست .
پيشهوران عاليمقام
چنان كه گفتيم در ميان ملوك و شهرياران ، معدودى به فعاليتهاى يدى دلبستگى داشتند ؛ از آن جمله ، غازان خان و علاء الدين كيقباد
هامش
( 1 ) . برتولد اشپولر ، تاريخ مغول در ايران ، ترجمهء مير آفتاب ، ص 435 .
( 2 ) . دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، پيشين ، ج 1 ، جزء 1 ، ص 540 ( به نقل از : مقدمهء ج 1 ، جزء 2 ، ص 3 ) .
( 3 ) . همان ج 1 ، جزء 2 ، ص 411 .
( 4 ) . همان ( مقدمه ) ص 3 .