خود تقسيم مىكردند . كار به آنجا كشيد كه قصابان ناگزير بارى ديگر ، مبلغى نقد پرداختند تا بهاى پيشين برقرار شود . در اينباره خان گفت : اگر من همهء رعاياى خود را به هزار دينار مىفروختم نه نيكو مىبود . « 1 »
پيشهوران در قرن هفتم
در كتاب آيين شهردارى ( معالم القربه فى احكام الحسبة ) كه ابن اخوه آن را در قرن هفتم هجرى به رشتهء تحرير درآورده ، تقريبا تمام اصناف ، پيشهوران و راه و رسم كسب ، و تقلب و تدليس آنان ، و وظيفهء محتسب و بازرس در مقابل عناصر ناصالح ، توصيف و بيان شده ، و مؤلف از آن راه ، خدمتى بزرگ در راه روشن كردن وضع اجتماعى يكى از مهمترين طبقات جامعه در كشورهاى اسلامى يعنى طبقهء پيشهوران انجام داده است .
اينك ، يكايك پيشهوران را بدانسان كه در اين كتاب آمده است نام مىبريم : علافان و آسيابانان ، نانپزان و نانوايان ، بريانگران ، لكانهپزان ( لكانه غذايى است شبيه قورمه يا كالباس ) ، جگرپزان و بوارديان ( كسانى بودند كه از گياهان و عقاقير خنككننده ، غذاهاى مختلفى درست مىكردند ) ، سلاخان ، كيپاپزان ، طباخان ، كبابپزان ، هريسهپزان ( هريسه غذايى است كه از تركيب گوشت و دانههاى كوبيده بهدست مىآيد ) . ماهىپزان ، زولبياپزان ، حلوا - پزان ( مقصود شيرينىپزان است ) ، شربتسازان ، عطاران ، شيرفروشان ، بزازان ، دلالان ، پارچه - بافان ، خياطان و رفوگران و گازران ، حريربافان ، رنگرزان ، پنبهفروشان ، كتانفروشان ، صرافان ، زرگران ، مسگران ، و آهنگران ، كفشگران ، بيطاران ، سمساران برده و كنيز و ستور و دلالان خانهها ( مراد از سمسار در اينجا مردم خوشنامى هستند كه اشخاصى برده و كنيز خود را به آنان مى - سپارند تا به فروش برسانند ) ، گرمابهداران ، سدرفروشان ، رگزنان و حجامان ، پزشكان و چشم - پزشكان و جراحان ، مكتبداران ، خادمان مساجد و مؤذنان ، واعظان ، منجمان و نامهنگاران ، قاضيان و گواهان ، دارندگان كشتيها و مراكب ، فروشندگان ديگهاى سفالين و كوزهفروشان ، فخاران ، سفالگران و كاسهگران ، سوزنگران و جوالدوزسازان ، دوكسازان ، حنافروشان ، شانه - سازان ، سازندگان روغن كنجد و روغن دانهء كتان ، غربالگران ، دباغان و مشكسازان ، نمدمالان ، پوستيندوزان ، حصيربافان و كركرهسازان ، كاهفروشان ، چوبفروشان و الوارفروشان ، نجاران و چوببران و بنايان ، نقاشان ساختمان ، سفيدكاران ، ساروجسازان ، و جز اينها . « 2 »
صنعت و پيشه در عهد مغول
اشپولر مىنويسد : « در نتيجهء تقويتى كه فرمانروايان مغول از پيشهوران مىكردند بازار كار آنان رونق كاملى داشت . . . با اطمينان نمىتوان گفت كه نوشته القزوينى دربارهء صنايع داخلى ايران تا چه اندازه مربوط به دوران ايلخانان بوده است . . . طبق گزارش او ، در يزد و شيراز پارچههاى حرير بسيار مرغوب بافته مىشد .
در شيراز گذشته از آن ، اشياء ظريف آهنى چون چاقو ، نوك نيزه و قفل نيز مىساختند ، كرمان نيز اشياء متشابه توليد مىكرد ؛ چون شمشير ، كمان ، زين و لگام ، و نيز زرىدوزى روى پارچههاى ابريشمى ، توسط زنان . در شمال ايران ، پرورش كرم ابريشم معمول بود . در طبرستان ، پارچههاى ابريشمى بافته مىشد . در طبرستان و آسياى صغير ، پارچههاى پشمين توليد مىكردند . رى مركز صنايع
هامش
( 1 ) . تركستاننامه ، پيشين ، ج 1 ، ص 56 - 655 .
( 2 ) . ترجمهء جعفر شعار ، ص 7 - 4 ( به اختصار ) .