نام مىبرد و مخصوصا مىنويسد كه در مصر كسانى هستند كه حيوانات را تعليم مىدهند و به كارهاى خارق العاده نظير راهرفتن روى طناب و حمل بارهاى سنگين وامىدارند .
ابن خلدون در باب پنجم از كتاب خود به « ارزش كار » توجه مىكند و مىنويسد ، ارزش صنايع و فراوردههاى دست بشرى ، به ميزان و ارزش كارى كه براى تهيهء آن به كار رفته بستگى دارد . سپس مىگويد : « در يك كالاى صنعتى ، بجز كار ، هيچ ارزشى وجود ندارد » وى در جاى ديگر مىگويد : « در فعاليتهاى كشاورزى ارزش كار پنهان است و جز گروه قليلى از كشاورزان آن را احساس نمىكنند . »
ابن خلدون در صفحه 713 كتاب خود مىنويسد كه : « درآمد و دارايى عبارت از ارزش كارهاى انسانى است ، و از اينرو هرگاه كارهاى انسانى فزونى يابد ، بر ارزش آنها هم افزوده مىشود . . . و اين امر موجب رفاه و توانگرى آنان مىشود و بدان منتهى مىگردد كه به تجملپرستى و عادات و نيازمنديهاى آن ، روى آورند ، و در زيبايى و ظرافت مساكن و پوشيدنيهاى خود بكوشند ، و ظروف و اثاث عالى و نيكو فراهم آورند ، و خدم و حشم و مركوبهاى بهتر آماده سازند . و اينها همه كارهايى است كه داراى ارزش هستند . . . هنگامى كه عمران و اجتماع ترقى كند ، به همان نسبت ، تنوع كارها فزونى مىيابد و سپس تجمل - خواهى و آسايشطلبى بدنبال پيشهها توسعه مىپذيرد . »
ابن خلدون در ص 716 مىنويسد : « هروقت درآمد ، فزونى يابد هزينه هم به همان نسبت ، افزون مىشود و درست ، هنگامى كه سطح درآمد و هزينه ترقى كند ، وضع زندگى مردم هم بهبود مىيابد ، و شهر رو به توسعه مىرود . » سپس ابن خلدون در ص 719 مىنويسد : « و اما دربارهء گرانى صنايع و مزد سازندگان آنها در شهرهاى پرجمعيت ، سه علت وجود دارد : 1 . فزونى نياز به آنها بسبب آنكه شهر در نتيجهء وفور عمران ، به مرحلهء توانگرى و تجملخواهى مىرسد ؛ 2 . تنپرورى و غرور پيشهوران ، و صنعتگران به علت سهولت معاش در شهر و ارزانى و فراوانى ارزاق ؛ 3 . فزونى توانگران . . . و نياز فراوان آنان به اينكه ديگران را به خدمت خود گمارند ، و از صنعتگران در كارها و نيازمنديهاى خود استفاده كنند . . . در نتيجه ، كارگران و هنرمندان و پيشهوران ارجمند مىشوند ، مزدهاى آنان فزونى مىيابد ، و ساختههاى آنان گران مىشود ، از اين رو مخارج شهر ، بيشازپيش افزايش مىيابد . گاهى بهاى باج و خراجى را كه به نام سلطان در بازارها و در دائرههاى شهر ، بر ارزق عمومى وضع مىكنند ، و هم منافعى را كه گردآورندگان خراج براى خودشان از فروشندگان مىگيرند . نيز بر قيمت مواد غذايى مىافزايند و آن را روى جنس مىكشند و به همين سبب ، قيمت مواد غذايى در شهرها گرانتر از نواحى باديهنشينان است . . . »
ابن خلدون در صفحهء 728 كتاب خود ، از مختصات فئوداليسم در آن دوره پرده بر مىدارد ، و مىنويسد : « همين كه كسى داراى ضياع و عقار و ثروت فراوانى شد ، امرا و پادشاهان به او فشار مىآورند و چشم به مال او مىدوزند و در صدد برمىآيند كه اموالش را از چنگش بيرون آورند . در چنين شرايطى ، توانگران ناچارند به نحوى خود را به منابع قدرت نزديك كنند و در سايهء قدرت سلاطين و امرا ، خود را از ديگر متجاوزين حفظ كنند . در صورتى كه به چنين قدرتهايى متكى نباشند ، به انواع حيلهها ، مورد تاراج فرمانروايان واقع خواهند شد . » اين گفتار ابن خلدون
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣٧٠