تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
موصل ، اربل ، ماردين ، تبريز ، و شيروان كالاهايى مطالبه شده است . اكنون بعنوان نمونه ، پارچه‌ها و منسوجاتى را كه در آن ايام از تبريز و چند شهر ديگر مطالبه مىكردند ذكر مىكنيم تا خوانندگان از تنوع پارچه‌ها و منسوجات ايران بعد از حملهء مخرب مغول آگاه گردند :

تبريز :

كمخا 200 توپ ، ارمك 200 توپ ، برك ميان سيصد عدد ، برك سر 200 عدد ، قطيفهء الوان الفى 3 ذرع ، كرباس عاديه مائة الف 3 ذرع ، كپنك الف عدد ، موزهء ساغرى و تيماج الفى زوج .

شيراز :

كرباس عاديه 20 الف ذراع ، باسمه 300 توپ ، قدك كازرون الفى عدد ، موزهء ساغرى و سختيان الف زوج ، ساير اقمشه الف توپ .

اصفهان

كرباس 80 الف ذرع ، ساير اقشمه 200 توپ ، متقاليه 30 الف ذرع ، عاديه 50 الف ذرع .

يزد :

و اولاد 100 الف ذرع ، بافتهء ابريشمين ابياريه و شمسيه و عين - البقرالفى توپ ، خودرنگ الف قطعه ، ساير اقمشه الفى توپ .

كازرون :

سيصد بار الف توپ ، كرباس عاديه 10 ( الف ذرع ، گيوه 2 الف زوج . در اين‌صورت ، به نام پارچه‌هايى به نام مويينهء تبريز سموريقه ، و شق صد توپ ، سنجاب ، انبق ، قاقم ، خنگ ، ملحم‌الوان ، سمسط مصريه ، محرمات صابونيه ، دبيقيهء سمسط صمينى ، اطلس ، برد صوف ، قميص ، سراويل ، جبه ، پوستين ، دستار ، بندقى و پارچه‌هاى ديگرى با اسامى نامأنوس برمىخوريم كه معرف وسعت كارگاههاى بافندگى است . » « 1 »

انواع پيشه‌ها

ابن خلدون مىنويسد : « يا كسب روزى بوسيلهء بهره‌بردارى از حيوانات اهلى است ، بدانسان كه محصولات آنها را كه مايهء نياز مردم است استخراج مىكنند ، و مثلا از چارپايان شير و از كرم ابريشم ، ديبا و حرير و از زنبور ، عسل به‌دست مىآورند ؛ يا از گياهان بهره‌بردارى مىكنند و به كار كشت و درختكارى مى - پردازند و از ثمرات آن بهره‌مند مىشوند ؛ و كليهء اين گونه اعمال را كشاورزى مىنامند ؛ و يا اينكه كسب و پيشه در پرتو اعمال انسانى است ، و آن‌هم به چند صورت انجام مىيابد : يا در مواد معينى تصرفاتى مىكنند و آن را صنايع مىنامند ، مانند ريسندگى و نجارى و خياطى و پارچه‌بافى و پرورش اسب و مانند اينها ؛ و يا در مواد نامعينى كار مىكنند كه عبارت از كليهء پيشه‌ها و تصرفات انسان است ؛ يا اينكه كسب بوسلهء كالا و آماده كردن آنها براى معاوضه است كه از راه گردش دادن آنها در كشورها يا احتكار آنها و منتظر بحران بازار شدن ، انجام مىيابد ، و اين نوع پيشه را بازرگانى مىنامند . اينهاست راهها و اقسام گوناگون معاش و مفهوم گفتارى كه محققان ادب و حكمت ، مانند حريرى و ديگران ، ياد كرده‌اند ؛ چه ايشان گفته‌اند : معاش عبارت از فرمانروايى و بازرگانى و كشاورزى و صنعت است . اما فرمانروايى ( يعنى حكومت ) شيوه‌اى طبيعى براى معاش نيست . . . ليكن كشاورزى و صنعت و بازرگانى از انواع طبيعى معاش به‌شمار مىروند . . . كشاورزى قديميترين راههاى معاش و شايسته‌ترين وسايل طبيعى آن مىباشد . اما صنايع ، نسبت به كشاورزى در مرتبهء دوم و پس از آن قرار دارد . صنعت از امور تركيبى و علمى
هامش
( 1 ) . مكاتبات رشيدى ، ص 186 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 368 | مرتضى راوندى