روابط « سنيور » ها را با « واسال » هاى اروپا كه براى نجات از تجاوز ، خود را تحت حمايت سنيور بزرگ قرار مىدادند ، به ياد مىآورد .
مهمترين صنايع
ابن خلدون ضمن بحث از مهمترين صنايع و فعاليتهاى عملى مردم ، مىنويسد كه كارها و صناعات بشرى بيشمار است ، ولى از آن ميان ، برخى از صنايع در اجتماع ضرورى هستند ، و بعضى ديگر از لحاظ موضوع شريف شمرده مىشوند .
« گونهء نخستين مانند كشاورزى و بنايى و خياطى و درودگرى و بافندگى ، و گونهء دوم چون قابلگى ( توليد ) و نويسندگى و وراقه ( صحافى ) و غنا ( موسيقى ) و پزشكى » « 1 » ابن خلدون پس از بحث در پيرامون صناعت كشاورزى و ارزش اقتصادى و اجتماعى آن ، از صناعت بنايى سخن مى - گويد و مىنويسد : « چگونگى ساختمانها در شهرهاى گوناگون متفاوت است ، و در هر شهرى برحسب عادات و رسومى كه در ميان مردم آن متداول است و فراخور وضع هواى آن ناحيه ، و اختلاف زندگى ايشان از لحاظ توانگرى و نادارى ، خانههاى گوناگون مىسازند . همچنين در داخل يك شهر نيز خانهها همه يكسان نيست ؛ چنان كه برخى كاخها و كارگاههاى عظيم مىسازند كه داراى فضاى پهناور و اتاقها و غرفههاى متعدد است ، چه اين گونه كسان به علت داشتن فرزندان و خدمتگزاران و زنان و پيروان بسيار ، ناچارند در منازل خود ، اتاقهاى متعدد داشته باشند . طبقات مزبور ، ديوارهاى خانههايشان را از سنگ بنيان مىنهند و فواصل ميان سنگها را با آهك بند - كشى مىكنند ، و در اينباره هرچه بيشتر در تزئين و آرايش بنا مىكوشند . . . گذشته از اينها در هر عمارتى سردابها و زيرزمينهايى براى انباركردن و اندوختن مواد غذايى ، از قبيل غلات و حبوبات و غيره نيز مىسازند ، و اگر از سپاهيان و طبقاتى باشند كه وابستگان و حاشيهنشينان و چاكران بسيارى داشته باشند ، مانند اميران و نظاير آنها ، آنوقت اصطبلهايى نيز براى بستن اسبهاى نجيب ، در آنها آماده مىكنند . و گروهى هم كلبههاى محقر و زاغههاى تنگى براى خود و فرزندان و خانوادهء خويش مىسازند و از اين حد ، در نمىگذرند ، زيرا تنگدستى و فقر بيش از اين به آنان اجازه نمىدهد . » « 2 » ابن خلدون در مورد مواد اصلى بناها و ساختمانها مىنويسد :
« . . . بعضى از ساختمانها را از سنگ تراشيده يا آجر بنا مىكنند و ملاط وسط ديوارها را از گل آهك تهيه مىكنند ، و اين گل آهك چنان به سنگ يا آجر مىچسبد كه مانند يك جسم جلوه مىكند . » « 3 » در مورد خانههاى گلى مىنويسد : « چينهكشها در داخل تخته چوبهايى ، كه طول و عرض آنها چهار ذرع در دو ذرع است ، شفته آهك مىريزند و همين كه شفته آهك محكم شد ، روى آنها بار ديگر تخته چوبها را قرار مىدهند و آنها را با چوب و تسمه محكم مىكنند ، و شفتهريزى را ادامه مىدهند تا ديوار به اندازهاى كه موردنظر است ، برسد . كليه قسمتهاى ديوار چنان به هم مىپيوندد و جوش مىخورد كه گويى از يكپارچه ساخته شده است و اين شيوه را « طابيه » ( چينه ) و سازندهء آن را « طواب » ( چينهكش ) مىنامند . » « 4 » سپس ابن خلدون از پوشاندن ديوارها با آب آهك سخن مىگويد و مىنويسد پس از آنكه آب آهك را يكى دو هفته نگه مىدارند ، آهك آماده شده را روى ديوارها مىمالند .
در مورد سقفزدن مىنويسد : « ستونهاى استوار تراشيده يا ساده روى دو ديوار اتاق
هامش
( 1 ) . همان ، ص 803 .
( 2 ) . همان ، ص 807 - 805 .
( 3 ) . همان ، ص 808 .
( 4 ) . همان ، ص 808 .